پيامبرت را كشتند . . . » « 1 »
( 1 )
روايت امام جواد عليه السّلام
39 - محمّد بن هارون بن موسى ، از پدرش ، از محمد بن حسن بن احمد بن وليد ، از احمد بن ابى عبد اللّه برقى ، از زكريا بن آدم ، گفت :
نزد رضا بودم كه ابو جعفر عليه السّلام را آوردند . او كمتر از چهار سال سنّ داشت . دستش را به زمين زد و سرش را به سوى آسمان بلند كرد و مدتى دراز فكر كرد . رضا عليه السّلام به او گفت : فدايت شوم ، چرا اين قدر تفكرت طول كشيد ؟ گفت دربارهء آنچه با مادرم فاطمه كردند ، اما به خدا قسم . . .
سپس حضرت عليه السّلام از عقوبت عاملان اين جنايت سخن گفت . « 2 »
مىگوييم : هر چند اين روايت از تفاضيل ماجرا به صراحت سخن نمىگويد اما بيانگر آن است كه فاطمه عليها السّلام مورد ستم آشكار واقع شد .
( 2 )
روايت امام حسن عسكرى عليه السّلام
40 - سيد بن طاووس در زوائد الفوائد ، و از كتاب مختصر شيخ حسن بن سليمان از خط على بن مظاهر واسطى به اسناد متصل از محمّد بن علا همدانى واسطى . سپس اين روايت را از كتاب مختصر نقل و در آخرش گفته : اين روايت را از خط محمّد بن على بن طيّ نقل كردم . در روايت آمده :
هامش
( 1 ) مهج الدعوات ، صص 257 - 258 ؛ مصباح كفعمى ، صص 553 - 554 ؛ بحار الانوار ، ج 30 ، ص 393 ؛ ج 83 ، ص 223 ؛ مسند امام رضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 65 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 50 ، ص 59 ، به نقل از دلائل الامامه .