تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كه از پس او مىآيند ، بدين كار سرزنش مىكردند » . « 1 » ( 1 ) 2 - « اما قضيهء زهرا عليها السّلام و سيلى زدن بر صورت مباركش چيزى است كه بعيد مىدانم كه عقل و وجدان و احساسات من آن را بپذيرد . نه از اين جهت كه اين قوم از ارتكاب چنين جسارت عظيمى ابا و پروايى داشتند بلكه از اين لحاظ كه سجاياى عربى و آداب و رسوم جاهلى كه . . . » . « 2 » ( 2 ) 3 - اگر آنان مرتكب چنين اقدام ناشايست و ناروايى مىشدند ، كسانى از صحابه مانع مىشدند و آنان را از اين كار بازمىداشتند . ( 3 ) 4 - زهرا عليها السّلام در هيچ يك از خطبه‌ها و سخنرانيهاى خود مثل خطبه‌اى كه در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در حضور مهاجران و انصار ايراد فرمود و در تظلّم از قوم و بدرفتارى آنان ، نه بيان نمود كه او را زده‌اند يا فرزندش را سقط كرده‌اند و نه بدان اشاره كرده است در حالى كه : « فاطمه عليها السّلام خشمگين و به شدت متأثر بود » . زهرا عليها السّلام به على عليه السّلام گفت : كه فلانى « نحلهء پدرم و دستمايهء معيشتى فرزندانم را به زور و ستم ربود » ، اما نفرمود : او يا دوستش مرا زد . همين گونه هنگامى كه براى زنان مهاجرين و انصار صحبت كرد ، كلامش را اين گونه آغاز كرد : « به خدا سوگند در حالى صبح كردم كه دنيايتان را رها كردم و از مردانتان دلى مالامال از نفرت دارم . . . » . و از چيزى جز غصب فدك و غصب خلافت شكايت نكرد . در حالى كه زدن و سيلى و شكستن پهلويش و فرو ريختن ميخ در سينه‌اش - اگر صحيح باشد - از غصب فدك عظيم‌تر است . ( 4 ) همچنين هنگامى كه ابو بكر و عمر از على عليه السّلام اجازه گرفتند و بر فاطمه عليه السّلام وارد شدند ، تا رضايت او را به دست آورند ، از آنچه گفته مىشود بر او گذشته ،
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامه 14 ، ( شرح عبده ) ج 3 ، ص 16 . ( 2 ) ر . ك : جنة المأوى ، ص 81 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 170 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى