نعمانى در كتاب الغيبه « 1 » پس از آوردن اخبار فراوان از كتاب سليم مىگويد :
« كتاب سليم يكى از اصولى است كه اهل علم و حاملان حديث اهل بيت عليهم السّلام آن را روايت كردهاند . اين كتاب قديمترين اصل است . زيرا همهء آنچه در اين كتاب آمده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام است و از مقداد و سلمان فارسى و ابو ذر و كسانى كه به راه آنان رفتهاند ، از آنها كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام را ديدهاند و از آن دو شنيدهاند . اين كتاب يكى از اصولى است كه شيعه بدان مراجعه مىكند و مورد اعتماد علماى شيعه است » . « 2 »
( 1 ) علّامه متبحر ، شيخ آغا بزرگ تهرانى مىگويد : « از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : هر يك از شيعيان و دوستداران ما كه كتاب سليم بن قيس هلالى نزد او نباشد ، نه چيزى از امر ما نزد او است و نه چيزى از اسباب ما مىداند . اين كتاب ابجد شيعه است ، و سرى از اسرار آل محمد صلّى اللّه عليه و آله » . « 3 »
« در مختصر البصائر آمده : ابان بن ابى عياش ، كتاب سليم را در حضور جمعى از بزرگان اصحاب امام سجاد عليه السّلام از جمله ابو الطفيل ، براى آن حضرت خواند . زين العابدين عليه السّلام آن را تأييد كرد و فرمود : اين احاديث ماست كه همه صحيح است » . « 4 »
( 2 ) شيخ ابو عمرو كشّى بيان كرده كه همين حديث پس از امام سجاد عليه السّلام به عرض امام باقر عليه السّلام رسيد . اشك از چشمانش جارى شد و فرمود : « سليم راست گفته است .
پس از شهادت جدم حسين ، نزد پدرم آمد . من نزد او نشسته بودم . دقيقا همين حديث را براى پدرم خواند . پدرم فرمود : راست گفت . پدرم و عمويم حسن
هامش
( 1 ) الغيبه ، صص 101 - 102 ؛ ر . ك : الذّريعة ، ج 2 ، ص 152 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 30 ؛ صص 133 ، 135 .
( 3 ) الذّريعة ، ج 2 ، ص 152 .
( 4 ) همان ، ص 153 .