( 1 ) مىگوييم :
1 - كتاب سليم بن قيس منبع عمده در نقل ماجراى زهرا عليها السّلام نيست . چه علاوه بر آنچه در اين كتاب آمده ، روايات فراوان و بلكه متواترى از معصومين عليهم السّلام ، و نيز متون تاريخى بسيارى هست كه تاريخنگاران از هر مذهب و عقيدهاى ، در كتابهاى خود آوردهاند . ما بخش بزرگى از آن را در همين كتاب خواهيم آورد .
2 - كتاب سليم يكى از نخستين كتابهايى است كه قدماى اصحاب نوشتهاند و بيانگر اصول و مسلمات مذهب به طور عام است . دانشمندان شيعه آن را پذيرفته و اظهار رضايت كردهاند . ما در اين كتاب ارزشمند اثرى از اين در هم آميختگى ادعايى نمىبينيم و مدّعى نيز حتى يك مورد كه بتواند شاهدى بر مدّعاى او باشد ، ارائه نداده است مگر همين ادّعاى موهوم .
( 2 ) شايد ناخشنودى مدّعى از آنچه در اين كتاب آمده ، ناشى از اين باشد كه مذاق وى با بسيارى از مطالب اين كتاب سازگارى ندارد بلكه اين كتاب ، بعضى از ايدههاى مدعى را نقض مىكند . ما هيچ توجيهى براى كنار گذاشتن كتاب سليم از فرهنگ تاريخ و اعتقادى خود نمىبينيم بلكه قدمت تأليف و ارتباط با امير المؤمنين على عليه السّلام و شمارى از امامان پس از او ، باعث شده كه بر بسيارى از كتابهاى ديگر كه دهها سال بعد نوشته شده ، برترى داشته باشد .
در تلاش براى تقريب مطلب به گونهاى كه با دقّت و وضوح بيشترى حقيقت كتاب و ميزان اعتبار آن و دلايل شك در صحت آن بيان شود ، مىگوييم :
( 3 )
كتاب سليم قابل اعتماد است
آنچه وى دربارهء كتاب سليم گفته قابل قبول نيست . زيرا :
( 4 ) 1 - صرف تشكيك در يك كتاب براى ردّ مطالب آن كافى نيست . مگر اينكه به