كارى كه مىخواستيد بكنيد ، به او گزارش شد . « 1 » در متن ديگرى هست كه وى به يهوديان گفت : آيا مىدانيد چرا محمّد برخاست ؟ گفتند : به خدا قسم ، نمىدانيم . آيا تو مىدانى ؟ گفت :
آرى ، قسم به تورات كه من مىدانم . محمّد از مكر و قصد شما آگاه شد .
پس نسبت به خود خدعه و مكر نكنيد . به خدا سوگند ، او پيغمبر است و برنخاست ، مگر اين كه آگاه شد . او خاتم پيامبران است . شما طمع داشتيد كه پيامبر خاتم از فرزندان هارون باشد ، امّا خداوند آن را در جايى كه خواست ، قرار داد . كتابهاى ما كه در تورات خواندهايم و تغيير و تبديلى در آن نشده ، بيان مىكند كه زادگاه پيامبر خاتم ، مكّه است و محل هجرت او مدينه و صفات محمّد چنان است كه هيچ اختلافى با آنچه در كتابهاى ما بيان شده ، ندارد . يقين بدانيد كه آنچه او براى شما آورده بهتر از جنگ شما با اوست و اطاعت هر فرمانى كه در اين مورد صادر كند ، آسانتر و بهتر از اين است كه با او بجنگيد . گويى من مىبينم كه شما در حالى كه كودكانتان گريه مىكنند ، از اين سرزمين كوچ مىكنيد ، خانههاى خود را ترك مىكنيد و اموالتان را رها مىسازيد و حال اين كه خانهها و اموالتان ، شرف شماست . اكنون دو پيشنهاد دارم ، بشنويد و اطاعت كنيد ، امّا در راه سوم خيرى نمىبينم . گفتند : دو پيشنهاد تو چيست ؟ گفت : نخست ، اين كه مسلمان شويد و به آيين محمّد درآييد تا اموال و اولاد شما در امان باشد . به علاوه از گزيدگان اصحاب او خواهيد شد ، اموالتان در دستتان باقى مىماند و از سرزمينتان هم بيرون نمىرويد .
گفتند : ما از تورات و عهد موسى بيرون نمىرويم و آن را رها نمىكنيم .
گفت : پس در اين صورت يقين بدانيد كه محمّد براى شما پيام مىفرستد كه از سرزمين من بيرون رويد . پيشنهاد دوم من اين است كه بپذيريد و بيرون رويد . چون در غير اين صورت خون و مال شما هدر خواهد شد و حال آن كه اگر بپذيريد اموالتان براى خودتان باقى خواهد ماند . اگر
هامش
( 1 ) . همان ؛ الثقات ، 1 / 241 .