1 . سريه ابو سلمه
مىگويند : در ابتداى محرم ، آغاز سى و پنجمين ماه هجرت ، گفتهاند : در آخر سال سوم ، ابتداى سى و چهارمين ماه هجرت ، سريهء ابو سلمه : عبد اللّه بن عبد الاسد به قطن انجام شد . در اين سريه صد و پنجاه نفر از مهاجرين و انصار از جمله ابو عبيدهء جرّاح ، سعد بن ابى وقّاص ، اسيد بن حضير ، سالم مولاى ابو حذيفه و ديگران همراه ابو سلمه بودند . مردمى از قبيلهء طى يا از همان قبيلهاى كه ابو سلمه به جنگ آنان رفت ، به نام وليد بن زهير بن طريف - برخى گفتهاند : وليد بن زيه طائى كه شايد تصحيف زهير يا بالعكس باشد - براى ديدن زينب طائى برادرزادهاش كه همسر طليب بن عمير بود ، به مدينه آمد . وى به داماد خود خبر داد كه طليحه و سلمه پسران خويلد خويشان و ياران خود را براى جنگ با رسول خدا ( ص ) فرا خوانده ، آهنگ مدينه دارند . آنان مىگفتند : ما به محل اصلى و خانهء محمّد حمله مىكنيم و غنيمتى از اطراف مدينه به دست مىآوريم ، زيرا رمههاى مسلمانان نزديك مدينهاند . ما با اسبهايمان كه در بهار كاملا چريدهاند ، حمله مىكنيم و شتران گزيدهء تيزرو را هم يدك مىكشيم ، اگر موفق شويم به غارت ببريم ، كسى به ما نخواهد رسيد و اگر هم با مسلمانان روياروى شويم ، آمادهء جنگ هستيم ؛ ما اسب داريم كه آنها ندارند و شترانى تيزرو همراه ماست كه همچون اسباند . وانگهى مسلمانان سركوب شده و ترسيدهاند ؛ چه به تازگى قريش با ايشان در افتادهاند و تا مدتها سروسامان نخواهند گرفت و كسى گرد ايشان جمع نخواهد شد .
مردى از ايشان كه نامش قيس بن حارث بود ، برخاست و گفت : اى قوم ؛ به خدا اين كار شما صحيح نيست ؛ اوّلا ، ما خونى بر گردن آنها نداريم ، به علاوه آنها غارت آمادهاى براى غارتگر نيستند ؛ سرزمين ما از مدينه دور است و جمع ما چون جمع قريش نيست . قريش مدتها صبر كرد و از همهء اعراب يارى طلبيد ؛ وانگهى آنها از مسلمانان خون طلب داشتند و در حالى كه اسبها و شتران فراوان و اسلحه زياد و سه هزار جنگجو ، غير از اتباع خود ،