را ترسانده و موجب سقط جنينش شده است ؛ روشن است كه اگر پيامبر ( ص ) زنده مىبود ، خون كسانى را كه فاطمه ( س ) را ترساندند تا فرزندش را سقط كرد ، حلال مىفرمود . گفتم : آيا اين موضوع را كه گروهى مىگويند : فاطمه چندان وحشت كرد كه محسن را سقط كرد از قول تو روايت كنم ؟ گفت : نه ، نه تأييد آن را روايت كن و نه بطلانش را .
زيرا در اين مورد متوقفم و اخبار در نظر من با هم متعارضاند . « 1 »
بدين ترتيب ابو جعفر نقيب ترسيد كه او هم مانند ديگران كه فضايل امير المؤمنين ( ع ) و اهل بيت او را روايت كردهاند ، مورد تعرّض قرار گيرد و جان خود را در اين راه از دست بدهد يا لااقل به جايگاه ، موقعيت و اعتبار و آينده علمىاش صدمهاى برسد ؛ خصوصا اگر روايتى باشد كه متضمن اباحه خون شمارى از بزرگان صحابه است !
4 . امّ سلمه در خانه پيغمبر ( ص )
در شوّال سال دوم هجرت ، پس از جنگ بدر « 2 » رسول خدا ( ص ) با امّ سلمه ازدواج كرد . دو قول ديگر هم هست : سال دوم هجرت ، پيش از بدر « 3 » و شوّال سال چهارم هجرت . « 4 » امّ سلمه پس از خديجه بافضيلتترين زنان رسول خدا ( ص ) بود . او و همسرش ابو سلمه از نخستين مهاجران حبشه بودند .
امّ سلمه به مكّه بازگشت و سپس به مدينه مهاجرت كرد . « 5 » از نظر ما ، او در سال دوم هجرت به همسرى پيغمبر ( ص ) درآمد .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 4 / 193 .
( 2 ) . الاستيعاب ، 4 / 421 - 422 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 466 .
( 3 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 466 ؛ سيره مغلطاى ، 55 .
( 4 ) . التنبيه و الاشراف ، 213 ؛ سيره مغلطاى ، 55 .
( 5 ) . بنگريد : الاصابه ، 4 / 459 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 466 .