نامند . و اگر زائد را در ناقص و يا بالعكس ضرب كرديم حاصل را ناقص نامند پس در مثال اگر مال را در كعب ضرب كرديم و الّا شيئ را در الّا شيئ حاصل را بايد چنين نوشت : مال الكعب زائد الّا المال زائد و اگر در عمل جبرى صورت ضرب چنين بود : ضرب « 20 » عدد و يك مال در « 20 » عدد الّا مال .
ابتداء مضروب را به دو جزء مىكنيم يعنى « 20 » عدد و « 1 » مال ملاحظه مىكنيم كه هردو جزء آن زائد است .
سپس مضروبفيه را نيز چنين مىكنيم يعنى « 20 » عدد و الّا مال يكجزء آن كه « 20 » عدد باشد زائد است و جزء ديگرش ناقص است پس « 20 » عدد را در « 20 » عدد ضرب مىكنيم « 400 » عدد زائد مىشود .
بعد « 20 » عدد را در مال ضرب مىكنيم « 20 » مال ناقص مىگردد .
آنگاه مال زائد مضروب را در « 20 » عدد زائد مضروبفيه ضرب مىكنيم حاصل « 20 » مال زائد مىشود .
سپس مال زائد مضروب را در مال ناقص مضروبفيه ضرب كرده حاصل مال المال مىشود و ناقص است .
آنگاه زائدها را باهم و ناقصها را نيز با يكديگر جمع مىكنيم نتيجه « 400 » عدد و « 20 » مال زائد و « 20 » مال و مال المال ناقص مىشود كه آن را باينصورت مىنويسند : « 400 » عدد و « 20 » مال الّا « 20 » مال و مال المال .
پس از آن ناقص را از زائد كم مىكنيم يعنى « 20 » مال ناقص با « 20 » مال زائد مساوى شدند هردو ساقط شدند .
بعد مال المال ناقص را از « 400 » كم كرديم نتيجه نهائى باينصورت در آمد « 400 » عدد الّا مال المال .
متن : فمضروب عشرة اعداد و شيئ في عشرة اعداد الّا شيئا مأة الّا مالا .
و مضروب خمسة اعداد الّا شيئا في سبعة اعداد الّا شيئا خمسة و ثلثون عددا و مال الّا اثنا عشر شيئا .
و مضروب اربعة اموال و ستّة اعداد الّا شيئين في ثلاثة اشياء الّا خمسة اعداد اثنا عشر كعبا و ثمانية و عشرون شيئا الّا ستّة و عشرين مالا و ثلاثين عددا .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢١١