فصل چهارم جنگ بدر بزرگ
1 . تلاش ناموفّق قريش
پس از گذشت مدتى كم از حضور پيغمبر ( ص ) و مسلمانان در مدينه ، كفّار قريش نامهاى به عبد اللّه بن ابى بن سلول و ديگر بتپرستان اوس و خزرج نوشتند . در اين نامه كه پيش از جنگ بدر و زمانى فرستاده شد كه رسول خدا ( ص ) در مدينه بود ؛ آمده است ؛
همانا شما به يار ما پناه دادهايد و جمعيّت شما در ميان اهالى مدينه از همه بيشتر است . به خداى سوگند مىخوريم كه يا او را مىكشيد ، يا از شهرتان بيرون مىرانيد يا از همهء عرب بر ضدّ شما يارى مىگيريم و يا همه با هم به سوى شما به راه مىافتيم تا اين كه مردان جنگاور را بكشيم و زنانتان را بر خود حلال گردانيم . « 1 »
هنگامى كه اين نامه به دست عبد اللّه بن ابى و همكيشان مشرك او رسيد ، در پى هم فرستادند و گرده هم جمع شدند و براى جنگ با پيغمبر ( ص ) هم داستان گشتند . زمانى كه اين جريان به پيامبر ( ص ) و ياران رسيد ، حضرت
هامش
( 1 ) . المصنّف ، 5 / 358 - 359 .