مىپرسيدند . « 1 »
در متن ديگرى آمده : عايشه در دورهء ابو بكر ، عمر و عثمان مستقلا فتوا مىداد . او به همين شيوه عمل كرد تا از دنيا رفت . « 2 »
ب . زيد بن ثابت : وى از جمله كسانى بود كه حكومت خلفا به او اجازهء فتوا داد . وى در دورهء عمر و عثمان در مدينه منصب قضاوت ، فتوا ، قرائت قرآن و فرايض را بر عهده داشت . « 3 » اين امتياز ، پاداش موضع منفى وى در قبال على ( ع ) و نقش او در تقويت سيطرهء حكومت بود . در همين كتاب ، پس از غزوه حمراء الاسد به هنگام سخن از فراگيرى زبان عبرى آموختن زيد ، به اين موضوع خواهيم پرداخت .
ج . عبد الرحمن بن عوف : وى از جمله كسانى بود كه در زمان پيامبر ( ص ) و دوره سه خليفهء نخست فتوا مىداد . « 4 » موضع عبد الرحمن در قبال على ( ع ) در شوراى شش نفرى ، آنگاه كه با شيوهء زيركانهاى خلافت را از على ( ع ) به عثمان واگذار كرد ، مشهور و معروف است و نيازى به بيان ندارد .
د . ابو موسى اشعرى : گويند : ابو موسى هميشه در دورهء ابو بكر و عمر به آنچه پيامبر ( ص ) او را فرموده بود ، فتوا مىداد . روزى كنار حجر الاسود فتوا مىداد ، مردى آمد و پنهانى در گوش وى گفت : در فتوايت عجله نكن .
امير المؤمنين تغييرى در مناسك داده است . ابو موسى از مردم خواست به عمر اقتدا كنند و از فتواى قبلى دست بردارند . سپس از خليفه ماجرا را پرسيد و او
هامش
( 1 ) . حياة الصحابة ، 3 / 298 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، 258 .
( 4 ) . همان ، 287 ؛ مسند احمد ، 5 / 77 .