است . چنان كه بين حمزه و زيد بن حارثه و جعفر بن ابى طالب و معاذ بن جبل برادرى بست . ايراد گرفتهاند كه در اين زمان ، جعفر بن ابى طالب در حبشه بود ؟ « 1 » پاسخ همان است كه پيش از اين بيان كرديم ، مبنى بر اين كه رسول خدا ( ص ) ، هرگاه يكى از مسلمانان به مدينه مىآمد ، او را با كسى برادر مىكرد .
برخى نيز پاسخ دادهاند كه معاذ را براى برادرى با جعفر در انتظار گذاشت تا وى از حبشه بيايد . « 2 » اين نشانگر عنايت رسول خدا ( ص ) به جعفر و بيان كنندهء فضيلت اين مهاجر راه خداوند است .
ج . برادرى على ( ع )
احمد بن حنبل روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) مسلمانان را با هم برادر كرد و على ( ع ) را با كسى برادر نساخت . چنان كه براى او برادرى ديده نمىشد . على گفت : يا رسول اللّه ؛ يارانت را با هم برادر قرار دادى ولى مرا رها كردى ؟ پيامبر ( ص ) فرمود :
ترا براى خودم گذاشتم ، تو برادر منى و من برادر تو . هرگاه كسى ترا پرسيد ، بگو : من بندهء خدا و برادر رسول خدا هستم . احدى پس از تو چنين ادّعايى نخواهد كرد مگر دروغگويان . سوگند به خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده است ، ترا به تأخير نينداختم مگر براى خودم . تو براى من همانند هارونى نسبت به موسى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، تو برادر و وارث من هستى . « 3 »
شگفتا ؛ على ( ع ) پس از رحلت جانگداز رسول خدا ( ص ) در ميانهء حوادث
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 151 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 91 ؛ البداية و النهايه ، 3 / 227 .
( 3 ) . بنگريد : دلائل الصدق ، 2 / 267 ؛ ينابيع الموده ، 56 ؛ تذكرة الخواص ، 23 ؛ الرياض النضره ، 2 / 29 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، 6 / 21 ؛ الثقات ، 141 - 143 .