سيد عبّاس مكّى گويد :
تاريخ سنّت گذشته و روش پسنديدهاى است كه رسول خدا ( ص ) هنگامى كه براى مسيحيان نجران ، صلحنامه مىنوشت ، به آن امر فرمود .
آن حضرت به على ( ع ) دستور داد كه در صلحنامه بنويسد : در سال پنجم هجرت نوشته شد . « 1 »
وى در ادامه روايت پيش گفته محمّد بن شهاب زهرى را نقل كرده است .
سخاوى گويد :
اگر اين سخن ثابت شود ، عمر در اين باره تابع است نه مبتكر . « 2 »
سيوطى مىگويد :
شايد بگويند : اين صريح در اين مطلب است كه در سال پنجم تاريخ زده است . در حالى كه در حديث اوّل ( يعنى روايت پيش گفته زهرى ) آمده :
پيامبر ( ص ) روز ورود به مدينه تاريخ زد . پاسخ اين است كه بين آن دو منافاتى وجود ندارد ، زيرا ظرف زمان يعنى : روزى كه وارد مدينه شد ؛ متعلّق به فعل امر : دستور داد ؛ نيست بلكه متعلّق به مصدر يعنى : تاريخ است . بدين ترتيب معناى جمله چنين خواهد بود : دستور داد كه به آن روز ( روز ورود به مدينه ) تاريخ بزنند نه اين كه دستور به تاريخ زدن ، در آن روز بود . « 3 »
پاسخ روشنتر اين است كه رسول خدا ( ص ) از ابتداى ورود به مدينه دستور داد كه تاريخ بزنند و مبدأ تاريخ را ماه ربيع الاوّل قرار داد و هنگامى كه در سال پنجم هجرى براى مسيحيان نجران ، عهدنامه صلح نوشت ، آن را به كار برد .
10 . در صحيفه سجاديه روايتى آمده كه دلالت دارد ، هجرت رسول
هامش
( 1 ) . نزهة الجليس ، 1 / 21 .
( 2 ) . التراتيب الاداريه ، 1 / 181 .
( 3 ) . الشماريخ فى علم التاريخ ، 10 .