اسم علم قرار گرفته است نه بين يك اسم علم و يك كنيه .
در اين باره ديدگاههاى ديگرى هم در صحّت تركيب مذكور آمده است . « 1 »
به هر حال واژهء « ابو » در تركيب على بن ابو طالب ، موجب اشكال در روايت نمىشود .
در پاسخ به ايراد دوم ، علّامهء احمدى مىگويد : نه در كلام بلاذرى تصريح شده و نه دلالتى وجود دارد كه اين صلحنامه در تبوك نوشته شده است . چنان كه در متن صلحنامه هم چيزى دالّ بر اين مطلب نيامده است ، بلكه چنين به دست مىآيد كه گروهى از يهوديان مقنا به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند و آنان به زودى به سرزمين خود بازخواهندگشت . احتمال مىدهيم كه آنان به منظور تجارت يا اخذ همين صلحنامه يا اهداف ديگرى ، در مدينه به حضور رسول خدا ( ص ) رسيده و حضرت آن را نوشته و به يهوديان داده است .
قابل ملاحظه است كه شمارى از منابع و مصادر به همين اشاره بسنده كردهاند كه رسول خدا ( ص ) در سال نهم ، براى اهالى مقنا نوشت . « 2 »
8 . صلحنامه خالد بن وليد براى اهالى دمشق ؛ ابن سلّام گفت : محمّد بن كثير از اوزاعى از ابن سراقه براى ما حديث كرد كه خالد بن وليد براى مردم دمشق نوشت ؛
اين نوشتهاى است از خالد بن وليد براى مردم دمشق : همانا من آنان را در خونها ، اموال ، و كنيسههايشان امان دادم . . .
ابو عبيدهء جرّاح ، و شرحبيل بن حسنه و قضاعى بن عامر بر آن گواه بودند ، و در سال سيزدهم نوشته شد . « 3 »
احتمال اينكه عبارت پايانى از اصل صلحنامه نبوده ، بلكه تعبير راويان و
هامش
( 1 ) . بنگريد : الصحيح من سيرة النبيّ الاعظم ( ص ) ، 4 / 196 - 197 .
( 2 ) . مكاتيب الرسول ، 1 / 288 - 290 ؛ 293 - 294 ؛ 2 / 634 - 637 .
( 3 ) . الاموال ، 297 ؛ فتوح البلدان ، 128 .