لازم مىدانيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه چرا مشركان در شب هجرت تا صبح پشت ديوار خانهء پيامبر ( ص ) ماندند ؟ برخى گفتهاند : قريش به سوى ديوار خانه هجوم آوردند ، زنى از داخل فرياد كشيد ؛ آنها به همديگر گفتند : در ميان قوم عرب زشت است كه از ما چنين ياد كنند كه ديوار خانه را بر روى دختران عمويمان فروريزيم . « 1 »
برخى نيز عقيده دارند كه ابو لهب راضى نشد ، پيامبر ( ص ) را شبانه به قتل رسانند ، چه جان زنان و كودكان در خطر بود . « 2 »
شايد علّت اين تأخير در ورود به خانه هر دو مسأله باشد و شايد به اين علّت كه مردم شاهد و نظارهگر قتل وى به دست همهء قبايل باشند تا به اين طريق حجت بر بنى هاشم تمام شود و نتوانند طلب ثار ( خونخواهى ) كنند . « 3 »
6 . در راه مدينه
امام صادق ( ع ) فرمود : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از غار ثور بيرون آمد و رو به يثرب گذاشت ، قريش ، براى كسى كه او را بگيرد ، صد شتر جايزه تعيين كرد . از جمله كسانى كه در پى دستگيرى رسول خدا ( ص ) بودند ، سراقة بن جشعم بود كه خود را به آن حضرت رساند . رسول خدا ( ص ) فرمود : خدايا ؛ به آنچه خود مىخواهى ، سراقه را از من كفايت كن . ناگهان پاهاى اسب سراقه در زمين فرو رفت و او از اسب درافتاد . سراقه گفت : اى محمّد ؛ مىدانم آنچه به اسب من رسيد ، از ناحيهء تو بود ، دعا كن خداوند اسب مرا رها كند . به جانم سوگند ؛ اگر از من به شما خيرى نرسد ، ثمرى نخواهد رسيد . رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) . بنگريد : سيره حلبى ، 2 / 28 ؛ روض الانف ، 2 / 229 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 19 / 50 .
( 3 ) . سيره حلبى ، 2 / 26 - 28 .