تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢

ج . دين و سياست

برخى از محقّقان را نظر بر آن است كه وقتى مرد عامرى از دعوت پيامبر ( ص ) خبردار شد ، دريافت كه اين دين ، صرف رهبانيت در صومعه‌ها ، نماز ، دعا ، و اوراد و اذكار نيست ، بلكه دين سياست ، مديريت و حكومت است . از اين رو آشكارا گفت : اگر مىتوانستم اين جوان قريش را در اختيار داشته باشم ، عرب را مىخوردم . اسعد بن زراره بزرگ انصار ، پيش از مرد عامرى به اين حقيقت رسيد و آن هنگامى بود كه به مكّه آمد و پيامبر ( ص ) دعوت خويش را بر او عرضه كرد . اسعد با فراست خود دريافت كه محمّد و دعوت او مىتواند جامعهء يثرب را اصلاح كند و مشكلات حل نشدنى بين دو قبيلهء اوس و خزرج را درمان نمايد . به همين منظور از رسول خدا ( ص ) دعوت كرد تا به يثرب هجرت كند و چنين شد . « 1 » چقدر تفاوت است ، بين فهم اينان از اسلام و دعوت قرآن كه زمينه‌ساز مسلمانى انصار و هجرت پيامبر ( ص ) شد و فهم كسانى كه قائل به جدايى دين از سياست هستند . بىترديد اين انديشه از القائات استعمار ، و تفكر وارداتى نصرانى است .

4 . دستاوردهاى دعوت از قبايل

از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه : أ . رويارويى پيامبر ( ص ) با مردم و گفتگوى مستقيم با آنان فرصت مىداد ، برداشتى عميق و حقيقى از شخصيت رسول اكرم ( ص ) و حقيقت آيين وى داشته باشند . از سوى ديگر مىتوانست شايعات و دروغ‌پراكنىهاى مغرضانه
هامش
( 1 ) . بنگريد : بحار الانوار ، 19 / 9 ؛ الاعم الورى ، 57 .