بخواهد ، مىگذارد . چند نكته را از اين عبارت مىتوانيم فهم كنيم ؛
1 . پيامبر اكرم ( ص ) با اين سخن خويش بر عكس سياستمداران روزگار عمل كرد . آنان وعدههاى شيرين و رنگارنگ مىدهند ، امّا چون به قدرت رسيدند و تخت رياست را در اختيار گرفتند ، همهء وعدههاى خويش را فراموش مىكنند . چنان كه گويى اصلا چيزى نبوده است . در حالى كه رسول خدا ( ص ) حاضر نشد ، به فرزندان عامر وعدهاى بدهد كه نمىدانست آيا خواهد توانست به آن عمل كند ؟ آن حضرت نياز شديدى به يارى ديگران داشت و قبيله بنى عامر از نظر عدّه و عدّه چنان قدرتمند بود كه بتواند به خوبى از پيامبر ( ص ) حمايت و دفاع كند .
2 . پاسخ پيامبر ( ص ) به فرزند فراس مؤيد ديدگاه شيعه دربارهء منصب امامت و خلافت است . مكتب اهل بيت ( ع ) عقيده دارد كه خلافت منصبى است كه نمىتوان براى انتخاب صاحب منصب به مردم مراجعه كرد ، بلكه اين منصب در اختيار خداوند است و او امام را نصب مىكند .
ب . كوتهبينى در هدف
هدف فرزندان عامر برخاسته از پايگاه ايمانى قوى و پذيرش عقيدتى راسخ و كسب ثواب الهى و ترس از عقوبت خداوندگارى نبود ، بلكه در درجهء نخست مبتنى بود بر مصالح تجارى ، خوردن و رسيدن به مجد و سلطنت عرب بود .
روشن است كه هرگاه اين قبيله مصالح خود را پايان يافته تلقى و به اهداف خويش دست يافت ، دست از يارى و نصرت برخواهد داشت و حتى آنگاه كه پيامبر ( ص ) را مانع تحقق اهداف و حفظ امتيازات ظالمانه خويش دانست ، عليه او خواهد شوريد . معلوم است كه اعتماد به چنين افرادى شايسته نيست و پيامدهاى ناگوارى خواهد داشت .