فصل پنجم دعوت قبايل و بيعت عقبه
1 . خشكسالى و دعاى پيغمبر ( ص )
فشارهاى سخت و توانفرسايى كه در آن روزهاى غمانگيز بر پيامبر اكرم ( ص ) وارد مىشد ، موضعگيرى منفى قبيلهء ثقيف و گستاخى قريش در آزار و اذيّت رسول خدا ( ص ) ، پيامبر رحمت را چنان در تنگنا قرار داد كه لب به نفرين گشود . خشكسالى سخت و سهمگينى مردم مكّه را در تنگنا قرار داد .
چنان كه به خوردن گوشت سگ و مردار ، خون و پوست خشكيده ، استخوانهاى سوخته و گوشت مردگان زير خاك روى آوردند و مادران ، فرزندان و گوشه خود را براى سدّ جوع توان فرسا خوردند .
با آمدن سال يازدهم ، ابو سفيان به پيامبر ( ص ) پناه آورد و گفت : اى محمّد ؛ تو خود بر پيوندهاى خويشاوندى تأكيد نمودهاى . قوم و قبيله تو از گرسنگى هلاك شدند . اينك برايشان دعا كن . پس رسول خدا ( ص ) دعا فرمود . با دعاى آن حضرت ، عذاب و رنج طاقتفرساى مردم بر طرف شد . خداوند فرمود :
إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) . دخان ( 44 ) : 15 .