اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
. « 1 »
سيد شريف جرجانى در شرح المواقف و ابن سبكى در شرح المختصر ، اين حديث را متواتر خوانده بيان كردهاند كه اهل سنّت در تواتر آن ترديدى ندارند . « 2 »
علّامهء طباطبائى ( ره ) مىگويد :
شق القمر : دو پاره شدن ماه براى رسول خدا ( ص ) در روايات فراوانى از ائمه ( ع ) به ما رسيده و علماى حديث و ديگر دانشمندان شيعه آن را بىترديد پذيرفتهاند . « 3 »
به هر حال چنان كه برخى از بزرگان گفتهاند : شق القمر را نمىتوان از ضروريات دين به حساب آورد . « 4 »
در ردّ شق القمر گفتهاند : اگر ماه دو پاره شده است ، مىبايست همهء مردم مىديدند و رصدكنندگان غرب و شرق آن را ثبت مىكردند ، زيرا اين حادثه از شگفتترين نشانههاى آسمانى و حوادث كيهانى است و انگيزههاى كافى براى شنيدن و نقل آن وجود دارد .
در پاسخ به اين ايراد گفتهاند :
أ . احتمال دارد كه مورد غفلت واقع شده باشد . بنابراين دليلى ندارد كه همهء حوادث زمينى و آسمانى براى مردم معلوم و محفوظ بوده آيندگان از گذشتگان به ارث برند . « 5 » در توضيح اين مطلب يكى از بزرگان ، چنين مىگويد :
1 . شق القمر در يك نيمكره زمين صورت گرفته است . بنابراين كسانى كه
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، 6 / 133 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 1 / 122 .
( 2 ) . الميزان ، 19 / 60 .
( 3 ) . همان ، 61 ؛ بحار الانوار ، 17 / 348 - 359 .
( 4 ) . بنگريد : همه بايد بدانند ، 75 .
( 5 ) . الميزان ، 19 / 64 .