بود ، محدود به شمار مىرفت و كاربرد چندانى نداشت . زيرا مكّه ، شهر بسيار بزرگى نبود ، بلكه در مقايسه با قريه ، بزرگ به نظر مىرسيد . از اين رو در قرآن « ام القرى » ناميده شده است . همواره در چنين شهرى به لحاظ محدوديت ، قدرت و توانمندىهاى آن ، ثروت محدود باقى مىماند .
ب . حكيم بن حزام
حكيم بن حزام را از جمله افرادى برشمردهاند كه به طور پنهانى و مخفيانه براى مسلمانان در شعب ابو طالب غذا مىفرستاد . « 1 » ما ، در اين سخن ترديد داريم ، زيرا حكيم از جمله كسانى است كه قريش در شب غار براى كشتن رسول خدا ( ص ) نامزد كردند . آنان شب را در كنار در خانهء حضرت در كمين نشستند تا لحظهء موعود فرا رسيد . « 2 » امّا خداوند مكر آنان را به خودشان بازگرداند .
علاوه بر اين حكيم بن حزام در عهد رسول اكرم ( ص ) غلّاتى را كه به مدينه وارد مىشد ، احتكار مىكرد . « 3 » وى از گروه مؤلفة قلوبهم يعنى از كسانى بود كه رسول اكرم ( ص ) با دادن مال ، دل آنان را به دست آورد . « 4 » كسى كه چنين روحيهاى داشته باشد ، قطعا چنان بذل و بخششى براى او سخت خواهد بود .
خصوصا كه علاوه بر بذل مال ، جان وى نيز در معرض خطرهاى ناشى از دشمنى با قريش قرار خواهد گرفت . مگر اين كه معتقد شويم وى اين كار را بر
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، 1 / 379 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 19 / 31 ؛ مجمع البيان ، 4 / 537 .
( 3 ) . دعائم الاسلام ، 2 / 35 ؛ تهذيب الاحكام ، 7 / 160 ؛ وسائل الشيعة ، 12 / 316 ؛ التوحيد ، 389 ؛ الكافى ، 5 / 165 ؛ من لا يحضره الفقيه ، 3 / 266 ؛ الاستبصار ، 3 / 15 .
( 4 ) . نسب قريش ، 231 .