مىگويد : پيامبر ( ص ) به مشركان نزديك نشد و به آنان تمايل پيدا نكرد ، بلكه خداوند او را ثابت و استوار نگه داشت ، و اگر او تمايل پيدا مىكرد ، حتما عقوبت مىشد . در حالى كه افسانهء غرانيق آشكارا گوياى آن است كه پيامبر ( ص ) خيلى به آنان نزديك شد ، سخن مشركان را پذيرفت ، بر خدا افترا بست و چيزى وارد قرآن كرد كه از آن نبود ؟ !
5 . چگونه مشركان در پايان سوره وقتى به آيهء :
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا
« 1 » رسيدند ، سجده كردند ؛ در حالى كه سجده براى خدا را رد مىكردند ؟ خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً
. « 2 »
و چون به آنان گفته شود : ( خداى ) رحمان را سجده كنيد ؛ مىگويند :
رحمان چيست ؟ آيا براى چيزى كه ما را ( به آن ) فرمان مىدهى ، سجده كنيم ؟ و بر رميدنشان مىافزايد .
از سوى ديگر چگونه وقتى رسول خدا ( ص ) به زعم آنها از بتهاى قريش ستايش كرد و آنها را صاحب حق شفاعت دانست ، احدى از مسلمانان مرتد نشد يا ايمان وى سست نگرديد ؟ « 3 »
حقيقت امر
ظاهرا حقيقت ماجرا همان است كه مىگويند : هنگامى كه پيامبر ( ص ) قرآن مىخواند ، مشركان سخنان بيهوده ، و سر و صداى ناهنجار به راه مىانداختند تا احدى سخنان آن حضرت را نشنود . خداوند متعال فرمود :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ
. « 4 »
و كسانى كه كافر شدند گفتند : به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) : 62 .
( 2 ) . فرقان ( 25 ) : 60 .
( 3 ) . بنگريد : الاكتفاء ، 1 / 353 - 354 ؛ تنزيه الانبياء 107 ؛ سيره دحلان ، 1 / 128 .
( 4 ) . فصّلت ( 41 ) : 26 .