2 . روايات با هم تناقض دارد . ديديم كه دربارهء فردى كه سجده نكرد ، با هم اختلاف فراوان داشتند . در برخى روايات آمده : پيامبر ( ص ) در حال نماز اين سوره را خواند ، روايت ديگرى مىگويد : در حالى كه در ميان قوم خود ، نشسته بود ؛ يكى مىگويد : در دل مىخواند ؛ ديگرى مىگويد : بر زبانش جارى شد . يكى مىگويد : شيطان به آنان خبر داد كه پيامبر ( ص ) چنين گفت . ديگرى مىگويد : مشركان اين سوره را خواندند . يكى مىگويد : پيامبر ( ص ) به هنگام قرائت سوره متوجه شد ؛ ديگرى مىگويد : تا شب متوجّه نشد . « 1 »
3 . اين داستان علاوه بر منافات با عصمت پيامبر ( ص ) از خطا و سهو خصوصا در تبليغ آيات الهى كه مورد اجماع امّت است و با دلايل قطعى ثابت شده ؛ بيانگر ارتداد پيامبر ( ص ) - العياذ باللّه - است .
4 . اين داستان با آيات قرآن منافات دارد كه سلطهء شيطان را بر بندگان خدا نفى مىكند ؛
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ
. « 2 »
در حقيقت تو را بر بندگان من تسلّطى نيست .
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
. « 3 »
در حقيقت او را بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر پروردگارشان توكل مىكنند ، تسلّطى نيست .
مگر اين كه از نظر آنان - پناه بر خدا - پيامبر ( ص ) بنده خدا ، مؤمن و از متوكلان نباشد و اين جز كفر نيست .
5 . هيچ يك از آيات مذكور نمىتواند ناظر به قصّه غرانيق باشد ، زيرا
هامش
( 1 ) . بنگريد : الدر المنثور ؟ 4 / 194 ، 366 - 368 ؛ سيره حلبى ، 325 - 326 ؛ تفسير طبرى ، 17 / 131 - 134 ؛ فتح البارى ، 8 / 333 ؛ الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، 3 / 137 - 140 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) : 65 .
( 3 ) . نحل ( 16 ) : 99 .