4 . چرا پس از آنكه پناهندگى ابن دغنه را رد كرد ، قريش او را شكنجه نكرد و از مكّه بيرون نراند ؟ اگر اين بار قبيلهء وى از او حمايت كرد ، چرا بار نخست چنين نكرد ؟
5 . اسكافى در ردّ جاحظ كه مدّعى اين قضيه است ، گفت :
چگونه ممكن است بنى جمح عثمان بن مظعون را كه نزد آنان عزيز و ارجمند بود ، مورد ضرب و شتم ، و آزار و اذيّت قرار دهند ، امّا به ابو بكر اجازه دهد كه در محله آنان مسجد بسازد و در آنجا عبادت كند و قرآن بخواند ؟ مگر خود شما روايت نمىكنيد كه ابن مسعود گفت : هرگز آشكارا نماز نخوانديم تا اين كه عمر بن خطّاب مسلمان شد . در حالى كه آنچه در باب مسجد ابو بكر مىگوييد ، پيش از مسلمانى عمر بوده است ؟
آنچه دربارهء صوت خوش و سيماى زيباى ابو بكر گفتهايد ، چگونه درست است ، در حالى كه واقدى و ديگران روايت كردهاند كه عايشه مردى را ديد با صورتى كم مو ، گونههاى لاغر ، چشمان فرو رفته ، گوژپشت با شلوارى رها ؛ گفت : مردى از او شبيهتر به ابو بكر نديدم . من در اين توصيف چيزى نمىبينم كه بر زيبائى دلالت كند . « 1 »
مقدسى نيز توصيفى دقيق از سيماى ابو بكر دارد كه ديدگاه اسكافى را تأييد مىكند . « 2 »
6 . به تصريح اين روايت ، ابو بكر مسجدى در محلهء بنى جمح ساخت . در حالى كه مىگويند : مسجد قبا نخستين مسجدى بود كه در اسلام ساخته شد . « 3 »
همين طور مىگويند : عمّار نخستين كسى است كه در اسلام مسجد ساخت . « 4 »
7 . چند پرسش داريم كه بايد پاسخ دهند : چرا به ابو بكر اجازه دادند كه در
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 13 / 268 .
( 2 ) . البداء و التاريخ ، 5 / 76 ؛ تاريخ الخميس ، 2 / 199 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 615 .
( 3 ) . وفاء الوفاء ، 1 / 250 ؛ سيره حلبى ، 2 / 55 .
( 4 ) . الطبقات الكبرى ، 3 / 178 - 179 ؛ الاعلاق النفيسه ، 196 .