هنگامى كه قريش دريافت كه دشمنى و تجاوز بر ضدّ شخص محمّد ( ص ) به درگيرى مسلّحانه خواهد انجاميد كه از يك سو آمادگى لازم را براى چنين درگيرى خونينى ندارند و از سوى ديگر مطمئن نيستند كه به نفع آنان به پايان خواهد رسيد ؛ على الخصوص كه بنى هاشم روابط گستردهاى با ديگران داشت و با برخى از قبايل نيز پيمان همكارى متقابل بسته بود . همانند پيمان مطيبين و پيمان عبد المطلب با قبيلهء خزاعه كه در بيرون از مكّه سكونت داشتند . از جهت ديگر چه بسا اگر چنين جنگى روى دهد ، به محمّد ( ص ) امكان خواهد داد تا دعوت خود را در ميان قبايل گسترش دهد . از اينرو مشركان قريش ترجيح دادند ، ضمن دورى از هرگونه جنگ و درگيرى مسلّحانه ، راههاى ديگرى براى تضعيف محمّد ( ص ) و مقاومت در مقابل او جستجو كنند . اين روشها را مىتوان در موارد ذيل خلاصه كرد ؛
أ . جلوگيرى از ملاقات و ديدار مردم با رسول خدا ( ص ) و گوش فرادادن به آيات قرآن . خداوند مىفرمايد :
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ
. « 1 »
و آنان ( مردم را ) از آن بازمىدارند و ( خود نيز ) از آن دورى مىكنند .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ
. « 2 »
و كسانى كه كافر شدند ، گفتند : به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در آن اندازيد ، شايد شما پيروز شويد .
ب . پىگيرى روش استهزاء و تمسخر و اتهامپراكنى به هدف :
1 . تأثيرگذارى بر شخص رسول خدا ( ص ) به گونهاى كه از نظر روانى احساس شكست كند و با احساس حقارت و پستى روزگار بگذراند تا مگر از
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 26 .
( 2 ) . فصّلت ( 41 ) : 26 .