در سال هفتم هجرى ، سال فتح خيبر وارد مدينه شد . در حالى كه مسألهء فوق حدود سى سال پيش از بعثت بوده است .
د . مطابق نقل مغلطاى و دمياطى ابو بكر اصلا در اين سفر نبود . شايد به همين دليل ، ترمذى اين حديث را غريب خوانده و ابن كثير در صحّت آن ترديد كرده است . چنان كه ذهبى نيز گفته :
گمان مىبرم اين حديث ساختگى باشد . بخشى از آن باطل است . « 1 »
راز ساختگى بودن اين حديث اثبات اين مطلب است كه ابو بكر سالها پيش از بعثت به پيامبر ( ص ) ايمان آورد تا بدين ترتيب ايمان او از همگان حتى از على ( ع ) و خديجه ( س ) و بلكه از خود پيامبر ( ص ) هم پيشتر باشد !
نووى مىگويد : ابو بكر از همه مردم زودتر مسلمان شد . او در بيست سالگى ايمان آورد . گفتهاند : پانزدهساله بود كه مسلمان شد . « 2 » صفورى شافعى نيز مدعى است كه « ايمان ابو بكر پيش از تولّد على بن ابى طالب بود . » « 3 »
ديار بكرى روايتى از ابن عبّاس دربارهء داستان بحيراى راهب آورده كه در آخر آن مىگويد : « پيش از آن كه پيامبر ( ص ) مبعوث شود ، يقين و تصديق در قلب ابو بكر جا گرفت . » « 4 »
به نظر شما چرا بحيراى راهب ، بلال ، حارث و ديگر كسانى را كه در اين قضيه حضور داشتند ، از سابقان در اسلام نشمردهاند ؟ ! مگر چه كسى از وقوع اسلام در قلب ابو بكر خبر دارد ؟ آن هم پيش از آنان يا بدون آنان ؟ ! از كجا فهميدند كه اسلام و تصديق در قلب ابو بكر جا گرفت ؟ !
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 259 ؛ سيره حلبى ، 1 / 120 .
( 2 ) . الغدير ، 7 / 272 .
( 3 ) . نزهة المجالس ، 2 / 147 .
( 4 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 261 .