عطوفت بيشترى داشته باشد .
ابو طالب و همسرش فاطمه بنت اسد آن قدر به فضايل و مكارم روحى و روانى و طهارت نفسانى آراسته بودند كه شايسته كفالت رسول خدا ( ص ) باشند .
به هر حال عبد المطلب از فرزندش ابو طالب پيمان گرفت كه رعايت و كفالت رسول خدا ( ص ) را بر عهده گيرد . زيرا علاوه بر آنچه گذشت ، او شريفترين و گرامىترين برادران خود بود و جايگاه ويژهاى نزد قريش داشت و منزلت او از همگان برتر بود . ابو طالب به نيكى از عهدهء اين كار برآمد و همواره برادرزادهاش را گرامى و بىنهايت دوست مىداشت و در طول زندگى ، هميشه با دست و زبان او را يارى كرد . در اين باره در فصل جداگانهاى سخن خواهيم گفت .
9 . سفر نخست پيامبر ( ص ) به شام
مىگويند : پيامبر ( ص ) همراه عمويش ابو طالب به شام سفر كرد . در اين سفر بحيرا ، راهب بصرى او را ديد و به عمويش گفت : او پيغمبر اين امّت است .
بحيرا اصرار كرد كه محمّد را به مكّه بازگردانند تا يهوديان كه نشانههاى پيغمبرى را در او مىبينند ، او را نكشند . نشانههاى پيغمبر آخر الزمان در كتابهاى يهوديان آمده بود و از نظر بحيرا آن نشانهها در محمّد موجود بود .
ابو طالب او را روانه مكّه كرد .
در روايت ابو موسى اشعرى آمده كه بحيراى راهب همچنان ابو طالب را سوگند مىداد تا اين كه او را برگرداند . ابو بكر ، بلال را همراه محمّد فرستاد .
راهب بصرى به او نان شيرينى و روغن داد . « 1 »
هامش
( 1 ) . الثقات ، 1 / 44 ؛ البداية و النهاية ، 2 / 285 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 34 ؛ تاريخ الخميس ،