تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
( 16 ) ص 4 ) مين : به معنى مينگ
Ming )
؟ ؟ ؟ ) سلسله‌اى است كه توسط جو يوان جانگ
Zhu Yuanzhang )
؟ ؟ ؟ ) در سال 1368 م . تأسيس شد و در سال 1644 م . به دست شورشيان دهقانى به رياست لى زى چنگ
Li Zicheng )
؟ ؟ ؟ ) منقرض شد . ( 17 ) ص 4 ) تا : اين تلفظ را مترجم از آوانويسى لاتين گرفته و در متن انگليسى نيز به صورت
Ta
آمده است . شكل چينى آن
da
( ؟ ؟ ؟ ) است . دا به معنى بزرگ و عظيم است و بعضى از امپراطوران براى نشان دادن قدرت خود آن را در آغاز نام خود افزوده‌اند . اين رسم از سلسلهء هان آغاز شده است . ؟ ؟ ؟ 8 ؟ ؟ ؟ ( 18 ) ص 4 ) تامين : تلفظ چينى آن دامينگ
Daming )
؟ ؟ ؟ ) است . ( 19 ) ص 4 ) كوچين سين : در متن انگليسى به صورت
Cochinchina
آمده است . در زبان چينى قديم به آن جياو جى جينا
Zhina Jiaozhi )
؟ ؟ ؟ ) گفته مىشد كه به معناى كشور ويتنام است . ( 20 ) ص 4 ) مردم سيام : در متن ايتاليايى
Siami
و در متن انگليسى
Siamese
آمده است . در قديم به آن سيام لئو ژن
Xian luo ? ren )
؟ ؟ ؟ ) و امروزه تايلند گفته مىشود . ( 21 ) ص 4 ) تان : اشاره به سلسلهء تانگ
Tang )
؟ ؟ ؟ ، 618 - 907 م . ) دارد . مؤسس آن لى يوان
Li Yuan )
؟ ؟ ؟ ) بوده كه با نام تانگ گائو زو به معنى جد اول سلسلهء تانگ نيز معروف بوده است . اين سلسله از باشكوه‌ترين و باقدرت‌ترين سلسله‌هاى چين محسوب مىشده ، به همين علت مردم دنيا اين كشور را به اين نام نيز مىشناختند . لازم است خاطرنشان شود كه اين سلسله با سلسلهء اسطوره‌اى تانگ كه قبلا توضيح آن آمده است تفاوت دارد . ( 22 ) ص 4 ) تاتار : تاتار در ابتدا نام قومى چادرنشين در شمال چين و يكى از قبايل قوم مغول اما با زبان و گويشى متفاوت با آنها بوده است . سپس با گذشت زمان نام تاتار به مجموعه قبايلى اطلاق شد كه در فلات مغول زندگى مىكردند پس از آنكه چنگيز حكومت خود را تشكيل داد به‌علت اتحاد اين اقوام ، به همهء آنها مغول گفته شد و از دورهء مينگ به بعد نام قوم تاتار جايگزين نام قوم مغول شد خصوصا در ميان مبلغان مسيحى . ( 23 ) ص 4 ) مردم مغرب : به جاى اين كلمه در نسخه‌هاى ايتاليايى و انگليسى
Saraceni
آمده است . ساراسن نامى است كه يونانيان و روميان متأخر به مردم چادرنشين بيابان سوريه و عربستان ، كه مزاحم مرزهاى امپراطورى روم در جانب سوريه بودند ، اطلاق مىكردند و سپس به عرب‌ها و توسّعا - خاصه در موارد مربوط به جنگ‌هاى صليبى - به مسلمانان به طور كلى اطلاق مىشد . به همين علت مترجم در نسخهء فارسى از لفظ مردم مغرب استفاده