در پاسخ گوييم :
خوف اسباب متعدد دارد ، گاهى به سبب گناه و سوء عمل است و اينكه فردى مىداند در محضر كسى ايستاده كه او را به دليل گناهش مجازات خواهد كرد ، و گاهى منشأ خوف اطلاع و يقين نسبت به نقص خود و كمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر كامل بيند البته نفسش به شماره مىافتد ، رنگش متغيّر مىشود و حتّى غش به او دست مىدهد .
در روايتى آمده است :
كان أمير المؤمنين إذا أخذ بالوضوء يتغيّر وجهه من خيفة اللَّه .
ترجمه : على عليه السّلام هر گاه وضو مىساخت ، رنگ چهرهاش از خوف الهى تغيير مىكرد .
و در روايت ديگرى آمده است :
امام حسن مجتبى عليه السّلام هر گاه سجدهء شكر به جاى مىآورد از خشيت و خوف مقام ربوبى حالت غش به او دست مىداد .
و در روايت ديگر ، در بارهء امام حسن عليه السّلام آمده است :
امام وقتى از وضو فارغ مىگرديد رنگ چهرهاش تغيير مىكرد ، هنگامى كه از وى در بارهء علّت اين حالت سؤال كردند ، فرمود :
حق آن است كه وقتى در برابر كسى چون او ( پروردگار عالميان ) مىايستيم رنگ از چهرهء ما پريده باشد .
و شبيه اين روايات را در بارهء ساير امامان شيعه و صدّيقين نيز نقل نمودهاند ، در روايتى آمده است كه از امام سجّاد عليه السّلام پرسيدند : چرا وقتى براى وضو حاضر مىشويد رنگ چهرهء شما زرد مىگردد ؟ فرمود :
چه مىدانيد كه به حضور چه كسى مىروم ! بنا بر اين معلوم مىشود كه علّت خوف و خشيت حضرت فاطمه عليها السّلام معرفت تمام نسبت به خداوند متعال مىباشد .
حال اگر كسى بگويد : جايگاه خوف و خشيت در قلب است ؟ گوييم : امام مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام در اين باره گويد :
بندهء خداوند طعم ايمان را وقتى مىچشد كه داراى خوف و رجا باشد و اگر خوف و
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 933
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٣٣