تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 857

مساهمون:

ص٨٥٧
سپس آدم حوّا را طلب مىكند و با مادرت خديجه نزد تو مىآيند . آنگاه منبرى از نور براى تو نصب مىشود كه هفت پايه داشته باشد ، در ميان هر پايه تا پايهء ديگرى صفهايى از ملائكه ايستاده‌اند ، علمهايى از نور در دست خواهند داشت . حوريه‌ها در طرف چپ و راست منبر تو صف مىكشند . نزديكترين زنان از طرف چپ به تو حوا و آسيه خواهند بود . هنگامى كه بر فراز منبر روى ، جبرئيل از طرف خداوند سبحان نزد تو مىآيد و مىگويد : اى فاطمه ! حاجت خويشتن را بخواه ! تو خواهى گفت : پروردگارا ! حسن و حسينم را به من نشان بده ! حسنين در حالى نزد تو مىآيند كه خون از رگهاى گردن حسين فرو مىريزد . حسين مىگويد : بار خدايا ! امروز حق مرا از آن افرادى كه به من ظلم و ستم كردند بگير . در همين زمان است كه درياى غضب حضرت پروردگار به جوش مىآيد ، براى غضب خداوند است كه ملائكه و جهنّم نيز به خروش مىآيند . جهنّم نعره مىزند و زبانه مىكشد و به صحراى محشر مىآيد . آنگاه قاتلين حسين را با فرزندان و فرزندان فرزندان آنان مىربايد . ايشان مىگويند : پروردگارا ! ما كه در زمان قتل حسين خلق نشده بوديم ؟ ! خداوند قهار به زبانهء آتش دستور مىدهد : اين گونه افراد را كه چشمشان كبود و صورتشان سياه است بگيريد ! موهاى جلوى سر ايشان را بگيريد و بكشيد و به صورت در طبقات پايين جهنّم بيفكنيد ! زيرا سختگيرى ايشان بر دوستان حسين از جنگيدن پدرانشان با خود حسين شديدتر بوده است . پس از اين جريان جبرئيل به تو مىگويد : حاجت خود را بخواه ! تو مىگويى : پروردگارا ! من شيعيان خود را مىخواهم . خداوند رئوف مىفرمايد : من گناه آنان را آمرزيدم . تو مىگويى : بار خدايا ! من شيعيان خود و دوستان ايشان را مىخواهم . خداوند سبحان مىفرمايد : برو هر كدام از آنان را كه دست به دامن تو شود ، او را وارد بهشت كن ! در آن روز عموم خلايق آرزو مىكنند : كاش از شيعيان و دوستان فاطمه بودند ! آنگاه تو با شيعيان و دوستان و فرزندان خويشتن و شيعيان على در حالى حركت مىكنيد كه خوف و بيم آنان بر طرف شده باشد ، عورت‌هاى ايشان پوشيده شده ، سختىهاى قيامت