بخش ششم ترجمهء خطبه
عبد اللَّه بن الحسن مثنّى به اسناد خود از پدران گرامش - درود خداوند بر آنان باد - نقل مىكند :
ابو بكر عزم خود را بر گرفتن فدك از فاطمه زهرا عليها السّلام جزم كرد . چون خبر به سمع و نظر حضرت رسيد ، سرپوش بر سر افكند و خود را در چادرى پيچيده با گروهى از زنان به جانب مسجد به راه افتاد . حضرت خود را سخت مستور داشته بود و همچون پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بدون هيچ كاستى قدم برمىداشت ، تا اينكه بر ابو بكر وارد شد . ابو بكر در مسجد نشسته بود و گروهى از مهاجرين و انصار بر گردش جمع شده بودند . براى دور ماندن حضرت از نگاه نامحرمان پردهاى در مسجد آويخته شد و فاطمه عليها السّلام در پس آن قرار گرفتند .
در ابتدا فاطمهء زهرا عليها السّلام صداى خود را به نالهاى دلخراش بلند كرد ، مسجد لرزيد و حاضران به گريه افتادند . سپس لختى سكوت كرد تا مجلس از جنب و جوش خود باز ايستاد .
فريادها و همهمهها چون به سكوت گراييد ، كلام خود را با سپاس و ستايش از خداوند و درود بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آغاز نمود . بار ديگر نالهها به اوج خود رسيد . با برقرارى آرامش مجدد ، فاطمه عليها السّلام اين گونه ادامه داد :
خداوند را بر آنچه ارزانى داشت ، سپاسگزار و بر انديشهء نيكو كه در دل نهاد ، شاكر و بر