متن احاديث ، ترجمه و تعليق بر آنها
[ متن عربى ]
57 / 1 - قَدْ مَرَّ فِي بَاب الرُّكْبَان يَوْم الْقِيَامَةِ عَن النَّبِيِّ ص بِرِوَايَةِ ابْن عَبَّاس أَنَّه قَال لَن يَرْكَب يَوْمَئِذٍ إِلَّا أَرْبَعَةٌ أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ صَالِح نَبِيُّ اللَّه فَأَمَّا أَنَا فَعَلَى الْبُرَاق وَ أَمَّا فَاطِمَةُ ابْنَتِي فَعَلَى نَاقَتِي الْعَضْبَاءُ تَمَام الْخَبَرِ
ترجمه :
علّامهء مجلسى گويد : در باب « كسانى كه در روز قيامت محشور مىشوند در حالى كه بر مركب سوار هستند » « 1 » به نقل از ابن عبّاس ، از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرديم : در اين روز هيچ كس به صورت سواره محشور نمىشود جز من و على و فاطمه و صالح پيامبر ، و من بر براق سوار خواهم بود ، و دخترم فاطمه بر شتر من به نام عضباء « 2 » . . . « 3 » .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج ص 230 - 237 باب 8 .
( 2 ) اين روايت در بحار الانوار ، ج 7 ص 231 و 232 شمارهء 2 ، از كتابهاى خصال و امالى شيخ صدوق بدين شرح نقل شده است :
. . . إنّه لن يركب يومئذ إلّا أربعة :
أنا و علىّ و فاطمه و صالح نبىّ اللَّه ، فأمّا أنا فعلى البراق ، و أمّا ابنتى فاطمه فعلى العضباء ، و أمّا صالح فعلى ناقة اللَّه الّتى عقرت ، و أمّا على فعلى ناقة من نوق الجنّة . . . .
( 3 ) و مراجعه شود به :
- امالى شيخ مفيد ، ص 271 ح 3 امالى شيخ طوسى ، ج 1 ص 32 - امالى شيخ صدوق ، ص 172 ح 7 - خصال ، ج 1 ص 204 ح 20 - مستطرفات السّرائر ، ص 94 ح 6 .
ابو جعفر محمّد بن عمرو عقيلى مكّى ( متوفّى به سال 322 ه ) در الضعفاء الكبير ، ج 3 ص 102864 اين روايت را با اختلاف جزئى در الفاظ آن ، از سويد بن عمير نقل نموده و سند آن را به دليل مجهول بودن عبد الكريم بن كيسان كه از راويان حديث مىباشد ، تضعيف نموده است .
و سبط ابن جوزى ( 597 ه ) در كتاب الموضوعات ، ج 3 ص 244 و ابن حجر عسقلانى ( 852 ه ) در لسان الميزان ، ج 4 ص 52 شمارهء 145 نيز آن را از سويد بن عمير روايت نمودهاند و هر دو نيز آن را جعلى معرفى كردهاند .
و جلال الدين عبد الرحمن سيوطى ( 911 ه ) در اللآلى المصنوعة ، ج 2 ص 444 ، و ابو الحسن على بن محمّد كنانى ( 963 ه ) ، اين روايت را اولا از سويد بن عمير و ثانيا از كثير بن مرّهء انصارى نقل كردهاند و هر دو طريق را تضعيف نموده و محتواى روايت را منكر و غير قابل قبول توصيف نمودهاند .
همانطور كه ديديم اهل سنّت اين روايت را از طريق دو نفر ، از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند :
1 . سويد بن عمير 2 . كثير بن مرّة الحضرمى الرهاوى امّا سويد بن عمير ناشناس مىباشد ، ضمن آنكه روايتكنندهء از او نيز - يعنى عبد الكريم بن كيسان - مجهول مىباشد و لذا سند منتهى به سويد ضعيف خواهد بود ، و اينكه ابن حجر عسقلانى در الاصابة ، سعى كرده تا اثبات كند كه او همان سويد بن عامر انصارى است و لذا روايت سويد بن عمير را به او نسبت داده ، ادّعايش بىدليل و غير قابل قبول است .
و امّا كثير بن مرّه از تابعين است و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را درك نكرده ، لذا روايت او از پيامبر « مرسل » و بنا بر اين ضعيف خواهد بود .
و محدّثين شيعه حديث مورد بحث را به طرق مختلف از ابن عبّاس روايت كرده و به آن اعتماد نمودهاند .