مسعودى : اولين كسى كه نام وزارت در دولت عباسيان بر وى نهاده شد ، ابوسلمه خلّال بود كه او را وزير آلمحمد مىخواندند و گفتهاند كه ابومسلم غافلگيرانه وى را كشت . در بارهاش گفتهاند :
ان الوزير وزير آل محمد * اودى فمن يشناك كان وزيرا
« وزير ، يعنى همان وزير آلمحمد . به هلاكت رسيد ؛ زيرا كسى كه نكوهش تو را مىكرد خود وزير بود » . « 1 »
طبرى : جعفر برمكى در شب شنبه اولين شب از صفر سال 187 كشته شد ، در حالى كه او سىوهفتساله بود و برمكيان هفده سال وزارت را در دست داشتند . رقاشى در اين باره گويد :
أيا سبت يا شر السبوت صبيحة * و يا صفر المشؤوم ما جئت أشأما
أتى السبت بالأمر الذى هد ركننا * وفى صفر جاء البلاء مصمما
« شنبه ، اى بدترين بامداد همهى شنبهها ، اى صفَر شُوم ، كه رخداد تو از خودت شومتر بود ، شنبه حادثهاى را پيش آورد كه پايههاى ما را به لرزه انداخت . در اين ماه صفر ، بلايى راستين به سراغ ما آمد » . « 2 »
جرجانى : عيسى بن بجلى گويد : منصور همواره با ما به رايزنى مىنشست ، تا آنگاه كه ابنهرمه وى را با اين شعر خود ستود :
اذا ما اراد الامر ناجى ضميره * فناجى ضميراً غير مختلف العقل
و لميشرك الاذنين فى جل امره * اذا انفصمت بالاضعفين عرى الجهل
« هر گاه ارادهى كارى كند ، با نهان خويش به نجوا مىنشيند ، و با وجدانى
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 3 / 271
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 8 / 300 .