تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
رنگ‌آميزى جامه‌ها دستور داد جمشيد بود . يكى از حميَريان ذو يزن است : اولين كسى كه سرنيزه‌هاى آهنين را به كار گرفت و به همين سبب براى سرنيزه‌ها وصف « يزَنى » ، « ازنى » را مىآورند . پيش از آن همه‌ى سرنيزه‌هاى عرب را از شاخ گاو مىساختند . « 1 » شاعر گويد :
يُهزهِز صعدةً جرداء فيها * نقيع السمّ او قرن محيق « 2 »
« نيزه‌اى برهنه و زهرآلود يا شاخى نوك‌تيز را به رقص در مىآورد . » يكى ديگر از حميريان هم ، حارث بن مالك ، ذو اصبح است . وى اولين كسى بود كه تازيانه‌هاى اصبحى را برايش ساختند . نيز ابرهه‌ى ذوالمنار است كه در راه‌ها مناره بنا كرد و او را چنين خوانده‌اند . خطيب بغدادى ، از ابن‌عباس : پيامبر ( ص ) فرمود : چون خداوند متعال آدم را به زمين هبوط داد ، اولين ميوه‌اى كه در زمين خورد ، كُنار ( ميوه‌ى درخت سدر ) بود . « 3 » فيروزآبادى : شمشيرهاى حنيفى به احنف بن قيس منتسب است ؛ زيرا وى اولين كسى بود كه آن‌ها را به كار گرفت . قاعده آن است كه گفته شود : احنفى . كمان را نيز حَنفاء گويند . « 4 » بلاذرى : اولين كسى كه آهن را به كار گرفت هالك بن عمرو بن اسد بود كه پسرانش را براى همين كار سرزنش مىكردند . از فرزندان وى يكى سمّاك است كه مسجد سمّاك
هامش
( 1 ) . در متن عربى كتاب ، اين مطلب از ابن‌سعد نقل شده ، و نام آن فرد ذى بيزن و سرنيزه‌هايش بزنى آمده است ، اما اين سخن در آثار ابن‌سعد ديده نشد ، ولى ثعالبى نيز آن را آورده ، و نام آن كس را ذويَزَن و نيزه‌هاى منسوب به وى را يَزَنى خوانده است . با استناد به اين كتاب و منابع بسيار ديگر نام وى تصحيح شد . بنگريد به : لطائف المعارف 7 ( 2 ) . شعر را بنگريد در : الاصمعيات 201 ( 3 ) . تاريخ بغداد 13 / 64 ( 4 ) . القاموس المحيط ( ح ن ف ) 1 / 802 .