تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
بازارهاى جهان راه يافت . كالاهايى كه از جانب چين به سوى شاهان مىآمد ، ايشان را خوش آمد . پس كاروان‌هايى به هم آوردند و مال‌التجاره در آن نهادند و اين نخستين راهيابى بازرگانان به چين بود . پادشاهى خرابات شصت سال به درازا كشيد . « 1 » حموى : ابوبكره اولين كسى بود كه در بصره درخت كاشت و گفت : اين‌جا سرزمين رويِش نخل است و پس از وى ديگر مردم به كاشت درخت روى آوردند . اولين خانه‌اى كه در آن‌جا ساخته شد خانه‌ى نافع بن حارث بود . نخستين نوزادى كه در آن زاده شد عبدالرحمان بن ابىبكره بود ؛ پدرش براى وى شترى كشت كه تمام مردم بصره از آن سير شدند . تبديل بصره به شهر در سال 141 هجرى ، و شش ماه پيش از كوفه بود . « 2 » ابن‌دريد : راجز گويد :
انا ابن عمرو ذى السنا الوباص * و ابن ابيه مسعط الرصاص
« من پسر عمرو هستم ، صاحب آن فروغ درخشان و پسر پدر او همان بود كه سرب در قالب ريخت » . اولين كس از شاهان كه سرب را ذوب كرد ، ثعلبة بن امرئالقيس بن مازن بن ازد بود . « 3 » زبيرى : ام‌العيال نام چشمه‌محله‌اى است كه جعفر بن طلحة بن عمر بن عبيدالله تيمى آن را ساخته است ، چشمه‌اى بزرگ و داراب بود . « 4 » جوهرى : خَمَس گونه‌اى از پارچه‌هاى بُرد يمانى است ؛ اولين كسى كه آن را به عمل آورد شاهى از يمن به نام خَمَس بود . « 5 » مبرّد : پيش‌تر ، ركاب اسب‌هاى مردمان از چوب بود و چون سوار پا بر ركاب مىزد مىشكست و به هنگام زدن و ضربه نواختن اطمينانى بدان نبود . پس مهلّب دستور داد
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى 181 ( 2 ) . معجم البلدان 1 / 432 ( 3 ) . جمهرة اللغة 1 / 121 ( 4 ) . نسب قريش 290 ( 5 ) . صحاح اللغة 3 / 924 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 505 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد