صداى خنده بلند بود ، فرمود : انجمن خود را با ياد تيرهكنندهء لذّتها در آميزيد . عرض كردند : تيرهكنندهء لذتها چيست ؟ فرمود : مرگ ( 6 ) .
و آن بزرگوار فرمود : مرگ را ياد كنيد كه ياد مرگ گناهان را از بين مىبرد ، و باعث پارسايى در دنيا مىشود ( 7 ) .
و باز فرمود : مرگ براى پند و اندرز دادن بس است ( 8 ) ! پيامبر خدا ( ص ) به طرف مسجد مىرفت ، ناگاه گروهى را ديد كه با هم حرف مىزنند و مىخندند . فرمود : به ياد مرگ باشيد ، هان به خدايى كه جان من در دست قدرت اوست ، اگر هر آنچه را من مىدانم شما هم مىدانستيد ، كم مىخنديديد و زياد مىگريستيد ( 9 ) ! در خدمت پيامبر ( ص ) از مردى ياد كردند و او را ستودند ، فرمود : اين رفيق شما نسبت به ياد مرگ چگونه بود ؟ گفتند : ما به خاطر نداريم كه او را به ياد مرگ ديده باشيم ، فرمود : پس رفيق شما شايسته اين ستايشها نيست ( 10 ) ! يكى از بزرگان مىگويد : مردى از انصار ، از پيامبر خدا ( ص ) پرسيد :
زيركترين و گرامىترين مردم كيست ؟ فرمود : آن كه از همه بيشتر مرگ را ياد كند ، و آمادهء ، مرگ باشد . آنانند زيركان كه هم شرافت دنيا را دارند و هم در آخرت بزرگ و بزرگوارند ( 11 ) .
حسن گويد : مرگ دنيا را رسوا كرده است ، براى هيچ خردمندى خوشى نگذاشته است . يكى از دانايان به مردى از دوستانش نوشت : اى برادر از مرگ در اين دنيا بترس بيش از آن كه به منزل ديگر منتقل شوى ، و كسى از شما در آنجا آرزوى مرگ كند ، و مرگ سراغش نيايد .
عمر بن عبد العزيز همواره جماعتى را در پيرامون خود جمع مىكرد و آنها مرگ و قيامت را ياد مىكردند و مىگريستند بطورى كه گويى در مقابل آنها جنازهاى است ! يكى از بزرگان مىگويد : دو چيز است كه علاقهء دنيا را از دل من برده
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٨٧