سخن چينى
حرف سخن چين را باور نكن ، زيرا او فاسق است و شهادتش پذيرفته نيست ، خداى متعال فرموده است : « . . . اگر فاسقى خبرى براى شما آورد ، بررسى كنيد ، مبادا از روى نادانى به شما آسيب رساند ! . . . » ( 1 ) پس لازم است كه او را نهى كنيد ، و نصيحت كنيد ، و بدكارى او را بازگو كنيد . خداى متعال فرموده است : « به نيكى امر كن و از بدى بازدار . » ( 2 ) نبايد به برادرى كه دور از تو است ، گمان بد ببرى از آنرو كه خداوند فرموده است : « . . . از بسيارى گمانها دورى كنيد . » ( 3 ) و نبايد آنچه را كه براى تو نقل كردند ، باعث تفتيش و جستجو شود ، و شايسته است كه پس از آن بر خود نپسندى تا آنچه سخن چين را از آن نهى مىكردى ، خود مرتكب شوى ، و نبايد قول سخن چين را نقل كنى بگويى : فلانى چنين و چنان گفت ، آن وقت تو خود نيز سخن چين و غيبتكننده شوى ، و دچار آن چيزى شوى كه ديگرى را نهى مىكردى .
نقل كردهاند كه مردى بر عمر بن عبد العزيز وارد شد ، و از مرد ديگرى نزد وى چيزى گفت ، عمر به او گفت : اگر مىخواهى در بارهء تو تحقيق مىكنيم ، اگر دروغگو بودى ، پس مشمول اين آيهء مباركه هستى : « . . . اگر فاسقى خبرى براى شما آورد . . . » ( 4 ) و اگر راستگو بودى ، مشمول اين آيه هستى : « عيبجوى بسيار سخن چين » ( 5 ) و اگر هم مايلى تو را مىبخشيم . آن مرد گفت : ببخشيد ، ديگر هرگز چنين كارى نخواهم كرد .