تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
آنگاه كه گرسنه مىشوند از زقوم و چرك مىخورند ، و از آب بودار جهنّم مىنوشند ، و سزاوار نيست كه بندهء خدا عذاب آخرت را فراموش كند ، زيرا ياد آخرت باعث ترس از خدا مىشود ، و هر كس كه هيچ پستى ، بيمارى ، كمبود ، و گرفتارى نداشته باشد ، عذاب آخرت را از ياد مىبرد ، و در ذهنش تجسّم پيدا نمىكند ، پس شايسته است كه چنين بنده‌اى گرفتار شود ، و اوّلين چيزى كه باعث علاج از گرفتارى آخرت است ، رنج گرسنگى است ، از اين رو به حضرت يوسف گفتند : چرا گرسنه به سر مىبرى در صورتى كه گنجهاى زمين را در اختيار دارى ؟ جواب داد : مىترسم كه سير باشم گرسنگان را فراموش كنم . و مقصود ما از گرسنگى و تشنگى در اينجا ادامه به روزه‌دارى و برخوردارى كمتر از لذتهاى دنياست . نقل كرده‌اند كه حضرت موسى ( ع ) در انجمنى نشسته بود ، يك مرتبه ديد ، ابليس دارد مىآيد و روى سرش كلاه درازى است كه هر دم به رنگى در مىآيد ، وقتى كه نزديك موسى ( ع ) رسيد ، كلاه را برداشت و كنارى گذاشت و بعد نزد موسى ( ع ) آمد ، و سلام عرض كرد . حضرت موسى ( ع ) پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : من ابليسم . فرمود : مرگ بر تو ! چرا آمدى ؟ گفت : آمدم تا به خاطر مقام و منزلتى كه نزد خدا دارى ، سلامى به تو عرض كنم . فرمود : پس آن چه وضعى بود كه تو را ديدم ؟ گفت : آن وسيله‌اى بود كه دلهاى آدميان را بدان وسيله مىربايم . موسى ( ع ) پرسيد : آن كدام عملى است كه انسان وقتى كه انجام مىدهد ، تو بر او مسلّط مىشوى ؟ گفت : وقتى كه آدميزاد خودخواه مىشود ، و عملى را كه انجام داده بزرگ مىپندارد ، و از گناهانش فراموش مىكند ، و من از سه عمل تو را برحذر مىدارم : يكى آنكه هيچ وقت با زن بيگانه‌اى در جايى تنها مباش ! زيرا هيچ مردى با زنى كه محرم نيست خلوت نكرد ، مگر اينكه من همراهش بودم و او را فريب دادم ، ديگر اينكه هيچ پيمانى با خدا مبند مگر اينكه وفا كنى ، و سوّم اينكه هيچ صدقه‌اى را مده مگر اينكه قصد قربت داشته باشى ، زيرا هيچ كس