تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

189 اهانت به خانهء كعبه

روزى « تبّع » ، قصد كرد كه اطرافيان خانهء كعبه را بكشد ، و اولاد ايشان را اسير كرده ، و كعبه را ويران سازد . پس از مدتى ، چشمانش به شدّت درد گرفت و كور شد . اطرافيان او گفتند : علّت اين مشكل تو ، فقط سوء نيّت تو نسبت به خانهء كعبه است . چرا كه اين شهر ، حرم خداست و اين خانه ، خانهء خداست . و ساكنين آن از ذريّهء حضرت ابراهيم عليه السلام هستند . « تبّع » از كار خود پشيمان شد و به فكر چاره افتاد . پس از پشيمانى « تبّع » از كردار خود ، چشمهاى او بلافاصله سلامت يافت . و وى ، همهء كسانى را كه او را به اين عمل قبيح تشويق كرده بود ، به قتل رسانيد . « تبّع » در عوض تدبير نابجاى خود ، به خانهء كعبه جامه‌هاى چرمين پوشانيد . و مدت سى روز ، مردم را اطعام كرد و هر روز