و كسى كه چون دنيايش سالم باشد ، از آخرتش نترسد و بدان بىاعتنا باشد ، هلاكشونده است . . . .
اى پير مرد ! براى مردم ، همان بپسند كه براى خودت مىپسندى . و به گونهاى با مردم ، بر خورد كن كه دوست دارى با تو برخورد كنند . . . .
در اين حال ، زيد بن صوحان عبدى سؤالاتى پرسيد . از جمله اينكه :
گفت : يا امير ! كدام عمل برتر است ؟
فرمود : تقوا .
گفت : كدام معاش ، براى آدمى بدتر است ؟
فرمود : آن كه معصيت خدا را براى تو بيارايد .
گفت : چه كسى از مردمان راستگوتر است ؟
فرمود : كسى كه در موارد سخت هم راست بگويد . . .
آنگاه امير المؤمنين عليه السلام خطاب به آن پير مرد فرمود :
اى پير مرد ! خداوند عزّ و جلّ خلقى آفريد ، و چون به آنها نظر داشت ، دنيا را برايشان تنگ ساخت ، از اين رو آنان نسبت به دنيا و متاع آن بىرغبت شدند . و به دار السلام - كه آنان را دعوت كرده بود - راغب گشتند . بر سختى معيشت و وضع ناگوار صبر كردند . جانهايشان را در راه طلب خشنودى خدا بذل كردند و پايان اعمال ايشان شهادت بود .
گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٥٣