برايت مقدّر نشده ، از تو پوشيده نمىماند .
چه بسيار ديدهاى كه جويندهاى خود را به رنج و تعب مىاندازد ، در حالى كه رزق او بر او تنگ است .
و چه بسا افرادى كه در طلب روزى ميانه روى كنند ، ليكن مقدّرات با ايشان همراه مىشود . و بالاخره تمام اينان ، مىميرند .
« امروز » در اختيار تو است ، در حالى كه يقين ندارى به « فردا » مىرسى .
بسا كسانى كه به پيشواز روزى مىروند ، ولى به پايانش نمىبرند . در اوّل شب به چنين كسى غبطه مىخورند ، و در آخر همان شب در مرگ او مىگريند . پس طول زمان نعمتها و تأخير انتقام الهى تو را فريب ندهد ، زيرا هر كس از فقدان نعمتها بترسد ، قبل از مرگ ، به عقوبت ، تعجيل مىنمايد .
گلچين صدوق ( گزيده من لا يحضره الفقيه ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٤٠