وليعلم المدرك لها قدر منّة الله ( جلّ جلاله ) في الظفر بها « 1 » .
2 . محمّد حسن خان اعتماد السلطنة ( صنيع الدولة ) وزير انطباعات دورهء ناصري ، در خاطرات خود ، پارهاى از حوادث رؤيت هلال شوّال را در برخى سألها به قلم آورده است .
وى مىنويسد :
- شنبه غرّهء شوّال [ 1298 ] . عيد فطر است . . . بنابر مدلول دستخط ، ماها عملهء خلوت همايونى بايد در عمارت شمس العمارة حضور به هم برسانيم . قرائت دستخط اصغا نماييم . . . .
- يك شنبه 2 شوّال [ 1298 ] . صبح برخاسته شنيدم ديروز حاجى ملّا على كنى مجتهد تنها افطار نكرده است « 2 » .
- پنج شنبه غرّهء شوّال [ 1301 ] . امروز يقين اوّل ماه بود . با وجودي كه در دو سه تقويم نوشته بودند كه امروز غرّه است وتلگراف از تبريز وعراق وقم وقزوين رسيد كه رؤيت هلال شد ، باز شاه محض التفات به حاجى ملّا على كنى مجتهد به أو تلگراف فرمودند كه تكليف چه است ؟ حاجى مجتهد هم جواب عرض كرده بودند كه بايد در أفق تهران رؤيت شود آن وقت افطار كنند . من درب خانه بودم . بعد از ناهار شاه ، به واسطه كسالت به خانه آمدم . چهار ساعت به غروب مانده صداى توپ شنيده شد . معلوم شد كه حاجى ميرزا حسن آشتيانى ( كه ) از مجتهدين ديگر تهران است افطار كرده . علماى دين مخالفت در رؤيت هلال هم مىكنند ! « 3 »
- سه شنبه غرّهء شوّال [ 1310 ] . . . با اينكه ديشب ابر بود ورؤيت هلال در تهران نشده بود ، امّا در ساير بلاد إيران ماه را ديده بودند . نقاره خانهء عيد را زدند . من احتياطا آدمي را هم نزد ميرزا حسن آشتيانى فرستادم . گفته بود : « عيد است وبايد افطار كرد » « 4 » .
3 . پروفسور يوسف مروّه ، يكى از كارشناسان مسائل هيوى ونجومى رؤيت هلال در سال 1998 م گفته است :
انقضى على وجودي في هذا المهجر كندا مدّة 27 سنة ، وأنا ألاحظ في كلّ عام ، عند بداية شهر رمضان المبارك ونهايته ، بروز الخلاف بين المسلمين على تحديد أوّل الشهر
هامش
( 1 ) الإقبال ، ج 1 ، ص 154 ، 155 ، فصل فيما نذكره من أسباب العناية بمن يراد تعريفه بليلة القدر .
( 2 ) روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنة ، ص 107 .
( 3 ) روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنة ، ص 310 .
( 4 ) روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنة ، ص 867 .