أنت الكريم وقد جهّزت من أملي * إلى أياديك وجها سائلا ويدا
وللرجاء ثواب أنت تعلمه * فاجعل ثوابي دوام الستر لي أبدا « 1 »
* * *
لك الحمد والنعماء والملك ربّنا * فلا شيء أعلى منك مجدا وامجد
مليك على عرش السماء مهيمن * لعزّته تعنو الوجوه وتسجد
* * *
خداوندگارا نظر كن به جود * كه جرم آمد از بندگان در وجود
كريما به رزقِ تو پروردهايم * به انعام ولطفِ تو خو كردهايم
چو ما را به دنيا تو كردى عزيز * به عُقبى همين چشم داريم ، نيز
عزيزىّ وخوارى تو بخشىّ وبس * عزيزِ تو خوارى نبيند ز كس
گرم بر سر افتد ز تو سايهاى * سپهرم بُوَد كهترين پايهاى
تو دانى كه مسكين وبيچارهايم * فروماندهء نَفسِ امّارهايم
به مردانِ راهت كه راهى بده * وز اين دشمنانم پناهى بده
خدايا به ذاتِ خداونديت * به أوصاف بىمثل وماننديت
به لَبّيك حُجّاجِ بيت الحرام * به مدفونِ يثرب عليه السلام
به طاعات پيران آراسته * به صدقِ جوانان نوخاسته
كه ما را در آن ورطهء يك نفس * ز ننگِ دو گفتن به فرياد رس
چراغِ يقينم فرا راه دار * ز بد كردنم دست كوتاه دار
بگردان ز ناديدنى ديدهام * مده دست بر ناپسنديدهام
چه برخيزد از دست تدبير ما ؟ * همين نكته بس عذر تقصير ما
به پاكان كز آلايشم دور دار * وگر زلّتى رفت معذور دار « 2 »
وآخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمين تابستان 1385 رضا مختارى
هامش
( 1 ) الغدير ، ج 4 ، ص 419 .
( 2 ) بوستان سعدى ، ص 196 - 197 ، باب دهم در مناجاة وختم كتاب .