تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
تأثير ايرانيان را بر گلبادهاى مسلمانان نشان مىدهد . نظير اين مثالها فراوان است . نفوذ ايرانيان بر نقشه‌كشى مسلمين نيز آشكار است . از جملهء شواهد آن ، به كار بردن اصطلاحات ايرانى تبارى چون « طيلسان » ، « شابوره » ، « قواره » و امثال آنها در وصف شكل ظاهرى بعضى سواحل است . اين اصطلاحات كه در اصل به انواع پوشاك اطلاق مىشده ، تا قرن هفتم مورد استفاده بوده است ، و همچنين بر وجود نقشه در ايران باستان دلالت دارد « 1 » . كرامرز دربارهء نقشه هندى موجود در قباديان « 2 » مىگويد كه قباديان در اينجا بايد اشاره به مجموعهء نقشه‌هاى ابتدايىتر بلخى - اصطخرى باشد ، زيرا نقشه‌هاى ابن حوقل بعضا با اين نقشه‌ها مطابقت دارد و بعضا متفاوت است . « 3 » تشخيص صحيح اين نقشه‌ها ، يا كشف آنها ، يقينا به حل مسألهء منشأ نقشه‌هاى مكتب بلخى كمك خواهد كرد . در اينجا ممكن است اشاره شود كه اگر متن ابن حوقل را « نقشهء هندسى موجود در قباديان » ( شهرى نزديك ترمذ در آسياى مركزى ) بخوانيم ، اشارهء او بايد به نقشه‌اى باشد كه در آنجا وجود داشته و جغرافيدانان آن را مبناى نقشه‌كشى خود قرار مىداده‌اند . به احتمال زياد ، اين نقشه مبتنى بر نظام « كشور » ايرانى بوده است ، زيرا بيرونى اشاره مىكند كه اصطلاح كشور از « خط » اقتباس شده و در واقع ناظر بر اين بوده است كه اين تقسيمات ، مانند هر تقسيم‌بندى كه با خطوط مشخص مىشود ، از يكديگر متمايز بوده‌اند . « 4 »
هامش
( 1 ) .J . H . Kramers , Op . cit , 148 - 149( 2 ) . ابن حوقل ، چاپ كرامرز ، ص 2 ( 3 ) .Kramers , Op . cit , 155( 4 ) . صفة ، چاپ طوغان ، ص 61
دانش جغرافيايى مسلمانان : تاريخچهء آراء ، مكاتب ، آثار و نقشه هاى جغرافيايى در تمدن اسلامى — صفحة 8 | فرانتس تشنر / مقبول احمد / محمد حسن گنجى / عبدالحسين آذرنگ