ظاهرى است ، و به سبب گردش زمين به دور محور خود چنين به نظر مىرسد ؛ نسبت آب و خاك سطح زمين نصف به نصف است ؛ خشكيهاى زمين ، كه به لاكپشت تشبيه مىشد ، از همه طرف با آب احاطه شده و شبيه گنبدى است كه مرتفعترين نقطهء آن قلهء مرو « 1 » ( كوهى خيالى ) است و درست زير قطب شمال قرار دارد ؛ نيمكرهء شمالى ، قسمت مسكون زمين را تشكيل مىدهد و چهار حد آن عبارت از جمكوت « 2 » در مشرق ، روم در مغرب ، لنكا « 3 » ( سيلان ) يا كوپولا « 4 » ( قلهء جهان ) ، و سيدپور « 5 » است ، و قسمت مسكون زمين به نه بخش تقسيم مىشود . هنديها طول جغرافيايى را از سيلان اندازهگيرى مىكردند و معتقد بودند كه اين نصفالنهار مبدأ از اوجين « 6 » مىگذرد . مسلمانان ، اين نظر را كه سيلان قلهء جهان است پذيرفتند ، ولى بعدها معتقد شدند كه اوجين قلهء زمين است و اشتباها تصور مىكردند كه هنديها اين نقطه را مبدأ اندازهگيرى طول جغرافيايى قرار دادهاند .
نفوذ ايران
در متون جغرافيايى مسلمانان شواهد كافى در دست است كه از تأثير ايرانيان بر جغرافيا و نقشهكشى مسلمين حكايت دارد ، ولى واقعيت جريانى كه انتقال دانش ايرانى به مسلمين را نشان مىدهد بتفصيل مورد مطالعه قرار نگرفته است . كرامرز « 7 » بدرستى اشاره مىكند كه در قرن سوم نفوذ يونان بر جغرافياى مسلمانان مسلّم بود ، ولى از اواخر اين قرن نفوذ شرق بيش از غرب ، و بيشتر از سوى ايران بود ، زيرا بيشتر مؤلفان از مردم
هامش
( 1 ) .Meru( 2 ) .Djamaku ? t( 3 ) .Lanka ?( 4 ) .Copula( 5 ) .Sidpu ? r( 6 ) .Udjdjiayn ( Ujjain )( 7 ) .J . H . Kramers