شد و عاقبت او معلوم نيست . « 1 » اصفهانى چندين نقل مىآورد . طبق يك روايت مىگويد كه او به طالقان بازگشت و آنجا از دنيا رفت . روايت ديگر او اين است كه محمد بن قاسم ، به واسط رفت و بيمارى او در آن شهر شدت گرفت و مرد . روايت سوم او نيز حاكى است كه محمد بن قاسم در روزگار خلافت معتصم و واثق فرارى بود ، اما در دوره متوكل ، دستگير شد و به زندان افتاد و در همانجا درگذشت . « 2 »
نهضت محمد بن قاسم آخرين نهضت شيعه در عصر اول عباسى است . علويان در باقى مانده دوران خلافت معتصم رو به آرامش و سكوت آوردند و پيروان محمد بن قاسم بر اين باور شدند كه « محمد نمرده ، بلكه زنده است و روزى مىخورد و عاقبت خروج مىكند و زمين را همانگونه كه پر از ستم شده ، از عدالت سرشار مىكند و او مهدى اين امت است . اين افراد ، بيشتر در ناحيه كوفه و جبال و طبرستان و ديلم و بسيارى از شهرهاى خراسان هستند . » « 3 »
عوامل شكست
مىتوانيم بپرسيم كه با وجود گستردگى قيام و كثرت ياران محمد بن قاسم در ابتداى كار ، عوامل شكست اين حركت چه بود ؟ شكست اين حركت ، چندين عامل داشت كه يكى از آن عوامل ، توانمندى دولت عباسى در دورهء خلافت معتصم است . صاحب فخرى معتصم را اين گونه توصيف مىكند كه او ثبات رأى داشت و بسيار بخشش مىكرد و موصوف به شجاعت بود . « 4 » از ديگر عوامل شكست اين حركت ، اعتماد معتصم به عبد اللّه بن طاهر ، سردار بزرگ عباسى براى رويارويى با اين نهضت بود . عبد اللّه ، فرماندهاى بود كه در مقابله با سپاه امين به پيروزى رسيد و اين امر به مرگ امين و خلاصى مأمون از دست او انجاميد . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 224 . جارچى معتصم در راهها جار زد كه هركس مخفىگاه محمد بن قاسم را نشان دهد ، صد هزار درهم پاداش مىگيرد .
( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 587 - 588 .
( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 53 .
( 4 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 209 .
( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 76 به بعد .