روز ورود محمد بن قاسم به بغداد ، با عيد نوروز مصادف شد . در اين روز ، اهالى بغداد بنابر سنت عباسيان كه اعياد فارسى را برپا مىداشتند ، در جشن و سرور بودند . « 1 » محمد بن قاسم را در مجلسى كه معتصم به مناسبت اين عيد برپا ساخته بود ، بردند . بعضى در حال رقص و پاىكوبى بودند و معتصم طبق روايت اصفهانى شادى مىكرد و مىخنديد ، در حالى كه محمد بن قاسم مىگريست و مىگفت : بارخدايا ! تو مىدانى كه من هنوز هم بر تغيير اين منكر و تنفر از آن ، اصرار دارم .
معتصم به خادم خود ، مسرور كبير دستور داد كه محمد را زندانى كند . مسرور وى را در زندانى تنگ كه طول آن سه ذرع و عرض آن دو ذرع بود ، نگه داشت و بعد از سه روز به محلى وسيعتر منتقل كرد و به او غذا داد و محافظت از وى را به عدهاى از افراد محول ساخت .
در شب عيد فطر ، محمد از فرصت پيش آمده در اثر سرگرمى نگهبانان به جشن اين شب ، استفاده كرد و از زندان خود گريخت . « 2 » مسرور به شدت وحشتزده شد و خود را آماده عقوبت خليفه كرد . او رفت تا خليفه را از اين امر آگاه سازد ، اما معتصم گفت : باكى بر تو نيست . او هرچند رفته ، اما از دست ما خارج نشده است ، اگر خود را نشان داد ، دستگيرش مىكنيم و اگر سلامت خود را برگزيد و همچنان مخفى ماند ، ما نيز او را به حال خود مىگذاريم . « 3 »
مورّخان دربارهء سرنوشت محمد بن قاسم اختلاف كردهاند . طبرى مىنويسد : او پنهان
هامش
( 1 ) . نوروز ، عيد باستانى ايرانيان ، ابتداى سال ايرانى را گويند كه در وقت اعتدال بهارى و دخول خورشيد در برج حمل يا در اول فصل بهار قرار دارد ، و در اين روز ، ايرانيان هدايا رد و بدل مىكنند و عدهاى بر عدهاى ديگر آب مىپاشند . ايرانيان اين عيد را به واقعهاى نسبت مىدهند كه سليمان انگشترىاش را پس از آنكه گم شده بود ، پيدا كرد و به همين سبب مجددا توانست پادشاهى خود را به دست آورد . ( بيرونى ، الآثار الباقيه ، ص 216 - 217 )
( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 586 . محمد بن قاسم براى چيدن ناخنهايش ناخنگير خواست و با كمك آن توانست نمدى را كه فرش زندان بود ، به شكل بند ببرد و از آن نردبانى بسازد و از منفذ روشنايى زندان فرار كند . نيز ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 224 .
( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 586 - 587 .