برامكه را ساقط كرد ؛ چون آنان قصد نابودى خلافت را داشتند . « 1 » ابن خلدون خالد بن برمك ، جدّ خاندان برمكى را از بزرگان شيعه مىداند . « 2 » دكتر فيليپ حتى هم معتقد است كه چون هارون متوجه شد خاندان برمك ، مناصب مهم را به ايرانيان شيعه بخشيده و براى خود قدرت و پايگاه فراهم ساختهاند ، آنان را منكوب و نابود كرد . « 3 »
از روايت اصفهانى استنباط مىشود كه برمكيان تلاش مىكردند روابط بين خاندان عباسى و علوى را تيره سازند . وى مىگويد : « سبب گرفتارى موسى بن جعفر عليه السّلام اين بود كه هارون پسر خود ، محمد امين را به جعفر بن محمد بن اشعث سپرد تا وى را تعليم دهد .
يحيى بن خالد برمكى ، به جعفر حسد برد و با خود گفت : اگر خلافت به محمد امين برسد ، وزارت از دست من و فرزندانم بيرون خواهد رفت . ازاينرو ، درصدد برآمد تا خود را به خليفه نزديك سازد و به هر وسيلهاى دست جعفر بن محمد بن اشعث را از كار كوتاه كند . از سوى ديگر ، چون حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ادعاى امامت داشت ، يحيى باب دوستى و مراوده را با آن حضرت باز كرد و اسرار او را به هارون انتقال داد و گفت كه از شرق و غرب عالم براى او اموال مىآورند و او خانههاى مخصوص جمع اموال دارد و مزرعهاى را به سى هزار دينار خريده و آن را " يسيره " نام نهاده است . چون هارون اين سخنان را شنيد ، امام را گرفت و در بند كرد تا آنكه حضرت در سال 183 ق از دنيا رفت . » « 4 »
بررسى علت حقيقى آزادى يحيى علوى به وسيله جعفر برمكى
مورّخان ، قصه آزاد شدن يحيى بن عبد اللّه بن حسن بهوسيله جعفر بن يحيى برمكى را از عوامل افول برمكيان مىدانند . هارون براى نقض امانى كه به يحيى بن عبد اللّه داده بود ، از فقها استفتا كرد ، سپس يحيى را به جعفر برمكى سپرد ؛ آن علوى توانست ترحم برمكى را جلب كرده ، آزادى خود را به دست آورد . فضل بن ربيع كه وزيرى عرب بود و كينهء برمكيان را در دل داشت ، اين خبر را به هارون رساند . هارون ، تظاهر به بىاطلاعى كرد و
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 100 ، ص 189 .
( 2 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 3 ، ص 222 .
( 3 ) . فيليپ حتى ، تاريخ العرب ، دار غندور للطباعة و النشر ، 1994 ، ص 361 .
( 4 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 500 .