ابى طالب عليه السّلام متصل است كه فتوا داده بود مجوس امّتى هستند كه كتاب دارند و آن را قرائت مىكنند . « 1 »
يكى از اشكال رويارويى فكرى بين عباسيان و علويان ، يارى جستن اين دو فرقه از شعرا براى دفاع از ديدگاههاى خود و هجو طرف ديگر بود . هر دو فرقه شعراى خود را داشتند و شعر در آن زمان ، كاراترين سلاح و برجستهترين وسيله تبليغ و تأثير در عقول و نفوس بود .
شعراى علوى
علويان شاعرانى داشتند كه دوستى ايشان را برگزيده بودند و از ديدگاههاى ايشان الهام مىگرفتند و از خلفاى عباسى به رغم اينكه قدرت و سلطه داشتند ، روى گردانده بودند . سيد حميرى و دعبل بن على خزاعى از مشهورترين شعراى علوى در عصر اول عباسى بودند .
سيد حميرى « 2 » ( 105 - 173 ق ) شاعرى بود مربوط به هر دو دوره اموى و عباسى كه معاصر اين دولتها زندگى مىكرد . سيد حميرى شاعرى ثروتمند بود و شعر را نيكو مىگفت . او با اتخاذ روشى زيركانه از آزار و اذيت عباسيان در امان ماند ؛ يعنى عباسيان را ازآنرو كه از بنى هاشماند ، مدح كرد و آنچه خواست از آنان گرفت ، عباسيان هم بر او خشم نگرفتند ، بلكه او را پاداش هم دادند . « 3 » سيد حميرى با وجود علاقه شديدى كه به علويان داشت ، دشمنان عباسى آنان را نيز به سبب ترس او از خشم عباسيان و رغبت او به گرفتن اموال از ايشان ، مدح مىكرد . « 4 »
صاحب أربعاء ، در وصف سيد حميرى چنين مىگويد كه او در آن واحد ، هم يك علوى افراطى و هم يك عباسى معتدل بود . او خالصترين مردم نسبت به آل على بود و اين امر را آشكارا بيان مىكرد و از گفتن آن ابايى نداشت . و در همين زمان او نشان مىداد كه از
هامش
( 1 ) . سيد اهل ، جعفر بن محمد ، ص 58 .
( 2 ) . او اسماعيل بن محمد است كه نسب او به ابن مفرغ حميرى ختم مىشود و مادرش از ازد و جدش يزيد بن ربيعه است كه زياد بن ابيه را هجو و انتسابش را به ابو سفيان رد كرد .
( 3 ) . سيد اهل ، جعفر بن محمد ، ص 58 .
( 4 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 133 .