الْغَيْثَ وَ . . .
« علم قيامت تنها نزد خداست و اوست كه باران را فرو مىفرستد و . . . » « 1 » براستى كه تهمت بزرگى بسته است . بلكه او جبرئيل را ديد ، و او را در سيماى اصلىاش نديد مگر دو بار : يك بار نزد « سدرة المنتهى » و بار ديگر در سيماى با ششصد بال كه پهنهى افق را پوشانده بود . » « 2 »
و عبارت صحيح بخارى بدينگونه است :
« مسروق گويد : به عايشه گفتم : « اى مادر ! آيا محمد پروردگارش را ديد ؟ او گفت : « براستى كه موى تنم از آنچه گفتى سيخ شد . . . » « 3 »
14 - استدراك و جبران ادعاى « مروانبن حكم » :
بخارى با سند خود روايت كند و گويد : « مروان از سوى معاويه والى و فرماندار حجاز بود . روزى در سخنرانى خود از « يزيدبن معاويه » نام برد تا بعد از پدرش با او بيعت شود . عبدالرحمانبن ابىبكر به او چيزى گفت و مروان دستور بازداشتش را داد و او به خانه عايشه پناه برد و به او دست نيافتند . مروان كه چنين ديد گفت : « اين همان است كه درباره او چنين نازل شده است :
وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ . . .
« و آن كه به پدر و مادرش گفت : اف بر شما ! آيا به من وعده مىدهيد كه از گورم بيرون آورده شوم و . . . » « 4 » و عايشه از پس پرده گفت : « خداوند چيزى از قرآن دربارهى ما نازل نفرموده ، مگر برائت و بىگناهىام را » « 5 »
بخارى همهى اين روايت را نياورده است . ولى تمامى آن در تاريخ ابناثير
هامش
( 1 ) - لقمان / 34 .
( 2 ) - سنن ترمذى ، ج 12 ص 170 168 و ج 11 ص 189 188 .
( 3 ) - صحيح بخارى ، كتاب التفسير ، ج 3 ص 129 ، و كتاب الايمان ، ج 1 ص 160 .
( 4 ) - احقاف / 17 .
( 5 ) - صحيح بخارى ، كتاب التفسير ، ج 3 ص 126 .