نفاق و دورويى اصرار ورزيدند » « 1 » و همخوابه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) را به زشتى نسبت دادند « 2 » ، و كوشيدند تا رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) را ترور نمايند « 3 » ، و پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) دربارهشان فرموده : « آنها كسانى هستند كه در روز قيامت فراروى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) جلب مىگردند و پيامبر ندا مىدهد : همراهانم ! همراهانم ! و به او گفته مىشود : تو نمىدانى بعد از تو چه كردند ! اينان از هنگامى كه از آنها جدا شدى به اعقاب و گذشتههاى خويش بازگشتند و بر آن ثابت ماندند ! ! « 4 »
و برخى از « صحابه » مؤمنانى بودهاند كه خدا و رسول خدا آنان را به نيكى ستودهاند ، و مدح و ثناى وارد در قرآن و حديث به ايشان باز مىگردد ، و پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) علامت جدايى مؤمن از منافق را تعيين فرموده و آن را حّب و بغض امام على ( عليه السلام ) دانسته است . چنان كه امام على ( عليه السلام ) « 5 » و امّالمؤمنين امّسلمه « 6 » و
هامش
( 1 ) - توبه / 101 .
( 2 ) - نور / 11 - 17
( 3 ) - مسند احمد ، ج 5 ص 345 ؛ مجمعالزوائد ، ج 1 ص 110 ؛ مغارى واقدى ، ج 3 ص 1042 ؛ امتاع الاسماع مقريزى ، ص 477 ؛ تفسير سيوطى ، ج 3 ص 259 258 ؛ و نيز در بحارالانوار ، ج 28 ص 97 .
( 4 ) - صحيح بخارى ، كتاب التفسير ، تفسير سورهى مائده ، ج 3 ص 86 ، و كتاب الانبياء ، ج 2 ص 156 ، و كتاب الرقاق ، ج 4 ص 95 ، و كتاب الفتن ، ج 4 ص 147 ؛ ترمذى ، ابواب صفة القيامة ، ج 9 ص 256 ؛ ابن ماجه ، كتاب المناسك ، ج 2 ، ص 1016 ح 3057 ؛ مسند احمد ، ج 1 ص 453 و ج 3 ص 28 و ج 5 ص 48 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الفضائل ، ج 4 ص 1800 ح 40 .
( 5 ) - امام اميرالمؤمنين علىبن ابى طالب ، پسر عموى رسول خدا : زاده درون كعبه و شهيد در مسجد كوفه . روايت تولد آن حضرت در كعبه را ، حاكم در مستدرك ، ج 3 ص 483 ، مالكى در فصول المهمة ، ابن مغازلى شافعى ( ت 483 ه - ) در مناقب ص 7 ح 3 و شبلنجى در نور الابصار ، ص 96 همگى آوردهاند .
آن حضرت در 13 رجب سال سىام عام الفيل به دنيا آمد . در سال 35 هجرى مهاجران و انصار بااو بيعت كردند و در شب نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجرى در محراب مسجد كوفه به وسيلهى ابنملجم مرادى ضربت خورد و در روز 21 همان ماه به شهادت رسيد . صاحبان كتب صحاح 536 حديث از آن حضرت روايت كردهاند . به شرح حال او در كتابهاى : الاستيعاب ، اسدالغابه ، و الاصابه و ص 276 جوامع السيره مراجعه نماييد .
روايت آن حضرت درباره منافقان در صحيح مسلم ، ج 1 ص 61 ، و صحيح ترمذى ، ج 13 ص 177 ، و سنن ابنماجه ، باب يازدهم از مقدمه ، و سنن نسائى ، ج 2 ص 271 ، و خصائص نسائى ، ص 38 ، و مسند احمد ، ج 1 ص 84 و 95 و 128 ، و تاريخ بغداد ، ج 2 ص 255 و ج 8 ص 417 و ج 16 ص 426 ، و حلية الاولياء ابونعيم ، ج 4 ص 185 ، آمده است و گويد : اين حديثى صحيح و متفق عليه است . و نيز در تاريخ الاسلام ذهبى ، ج 2 ص 198 ، و تاريخ ابنكثير ، ج 7 ص 354 . اين روايت در شرح حال آن حضرت در كتابهاى زير نيز آمده است :
الاستيعاب ، ج 2 ص 461 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ص 292 ؛ كنزالعمال ، ج 15 ص 105 ؛ الرياض النضره ، ج 2 ص 284 ؛ المناقب ابنمغازلى ، ص 190 ح 225 .
( 6 ) - امّسلمه هند دختر ابىاميه قرشى مخزومى ، پيش از ازدواج با رسول خدا زوجه ابوسلمة مخزومى بود
كه از قديم اسلام آورده و با هم به حبشه و سپس به مدينه هجرت كرده بودند ، و چون شوهرش در جنگ احد مجروح گرديد و در سال سوم هجرى وفات كرد ، رسول خدا ( صلىاللهعليهوآله ) با او كه بچهدار بود ، ازدواج نمود . امّسلمه پس از شهادت امام حسين ( عليه السلام ) در سال 61 هجرى وفات كرد . صاحبان كتب صحاح 378 حديث از او روايت كردهاند . به شرح حال او و شوهرش اولش ابوسلمه در كتابهاى زير مراجعه نماييد :
اسدالغابه ، جوامع السيره ، ص 276 ، و تقريب التهذيب ، ج 2 ص 617 . حديث او درباره منافقان در كتابهاى زير آمده است : سنن ترمذى ، ج 13 ص 168 . مسند احمد ، ج 6 ص 292 . الاستيعاب ، ج 2 ص 460 به طرق متعدد . تاريخ ابنكثير ، ج 7 ص 354 . كنزالعمال ، چاپ اول ، ج 6 ص 158 .