تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢

9 حديثى از عائشه

يا ام‌المؤمنين فاين كنت عن هذا الحديث « عائشه ! مگر اين حديث را فراموش كرده بودى ؟ » احمدبن‌حنبل در مسند خويش از نعمان‌بن‌بشير ، چنين نقل كرده است : معاويه نامه‌اى به عائشه نوشت . من به همراه نامه در مدينه به نزد عائشه رفتم ، و نامهء معاويه را به دو دادم . عائشه پس از گرفتن نامه گفت : فرزندم ! آيا براى تو چيزى را كه از رسول خدا ( ص ) شنيده‌ام ، بازنگويم ؟ گفتم : چرا ! گفت : من و حفصه روزى نزد آن حضرت بوديم ، به ما فرمود : چقدر خوب بود كه مردى نزد ما باشد ، تا با يكديگر سخن بگوئيم ! من عرضه داشتم : اى رسول خدا ! آيا به دنبال ابوبكر نفرستم ؟ حضرت سكوت كرد ! و آنگاه بار ديگر فرمود : چقدر خوب بود كه مردى نزد ما باشد ، تا با هم سخن بگوئيم ! اين بار حفصه گفتك آيا به دنبال عمر نفرستيم ؟ پيامبر جوابى نفرمود . آنگاه مردى را خواست ، و پنهانى چيزى به دو گفت . آن مرد بيرون رفت ، و پس از چند لحظه ، عثمان آمد . آن حضرت روى به دو كرده و با علاقمندى فراوان ، شروع به سخن نمود ! در ميان سخنان آن حضرت ،